تبليغاتX
:: welcome to my destiny ::

This Stage Is Mine Metal Is My Destiny

 حتما" بخونید

سلام امروز بعد آپ های امیر داداش با یه آپ خفن اومدم این مقاله ی پایینی رو که میبینید در مورد شیطان پرستی براتون از دانشنامه ی بین المللی ویکی پدیا براتون گذاشتم

این آپ رو بیشتر برای اون کوته فکر هایی گذاشتم که میگن متال یعنی شیطان پرستی

لطفا اگه وقت ندارید همشو بخونید حداقل 3 جمله ی آخر این مقاله رو حتما" بخونید

 

شیطان پرستی یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی میپندارند. آنها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک می‌‌دانند. شیطان پرستی را در گروه "راه چپ" مخالف با "راه راست" طبقه بندی می‌کنند. دست چپی‌ها به غنی سازی روحی خود در جریان کارهای خودشان معتقدند. و بر این باورند که در نهایت باید تنها به خود جواب پس دهند. در حالی که دست راستی‌ها غنی سازی روحی خود را از طریق وقف کردن و بندگی خود در مقابل قدرتی بزرگ‌تر بدست می‌‌آورند. لاوییان‌ها در واقع خدایی از جنس شیطان و یا خدایی دیگر را برای خود قائل نیستند. آنها حتی از قوانین شیطان نیز پیروی نمیکنند. این جنبه اعتقادی آنها به طور مکرر به اشتباه نادیده گرفته می‌شود و عموماً آنها را افرادی میشناسند که شیطان را به عنوان خدا پرستش می‌کنند.

شیطان پرستی به جای اطاعت از قوانین خدایی یا قوانین طبیعی و اخلاقی، عموماً بر پیشرفت فیزیکی خود با راهنمایی‌های موجودی مافوق یا قوانینی فرستاده شده تمرکز دارد. به همین دلیل بسیاری از شیطان پرستان معاصر از باورها و گرایش‌های ادیان گذشته اجتناب می‌کنند و بیشتر گرایشات خودپرستانه دارند. به گونه‌ای که خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی می‌بینند و بیشتر شبیه به مکاتبی چون ماده‌گرایی و یا خودمحوری و جادومحوری هستند. به هر حال بعضی شیطان پرستان به طور داوطلبانه بعضی از قوانین اخلاقی را انتخاب می‌کنند. این یک جریان وارونه سازی را نشان می‌دهد. بر این مبنا شیطان پرستان به دو گروه اصلی شیطان پرستان فلسفی و شیطان پرستان دینی تقسیم بندی می‌شوند.

تاریخچه

مفهوم شیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته است. در اصل در سنت مسیحیان جودو، شیطان به عنوان بخشی از آفرینش دیده شده است که در برگیرنده قانونی است که می‌تواند در مقابل خواست خداوند مخالفت کند و با اختیار تام خود، قادر است مبارزه طلب باشد. (یادآور یکی از تفسیرهای یهودی که می‌گوید تنها زمانی که پتانسیل توانایی تخلف از خواست خدا را داشته باشید و با او مخالفت نکنید موجودی بسیار خوب خواهید بود) در خلال قرنها این مفهوم به مخالفت صرف علیه خداوند تحریف شده است.

این دیدگاه که هرچیزی نقطه مقابل خود را دارد و خداوند (تماماً خوب) باید یک نیروی خدای بد (شیطانی) نیز در مقابلش باشد (بسیار از الهه‌های قدیمی نیز این نیروهای بد را در خود داشته اند، به طور مثال تمدن مصر باستان نیز چنین باوری را داشته است).

با گسترش دین مسیحیت و بعد از آن اسلام، که هردو پیروان بسیاری بدست آوردند و یک رستگاری اعلا را برای خود قائل هستند و به زندگی بعد از مرگ اعتقاد دارند، و در میان آموزه‌های آنها شیطان وجود دارد و در همه جهان‌بینی‌های الهی، شیطان سعی دارد خداوند را تحلیل برد و خراب کند.

با رشد رو به جلوی جامعه از دوران اصلاحات به دوران روشنفکری (قرون 17 و 18)، مردl در جوامع غربی به پرسش سوالاتی راجع به شیطان کردند و این شیطان نیز در پاسخ به تدریج بزرگ و بزرگ‌تر شد، لذا شیطان پرستی به صورت یک رسم که با رسوم دینی گذشته مخالفت دارد ظهور پیدا کرده.

به علاوه شیطان پرستی برمبنای آموزه‌های مخالف دین‌های ابراهیمی به مخالفت با خدای ابراهیمی پرداخته است. قدیمی‌ترین شاهد ثبت شده راجع به این واژه (شیطان پرستی) در کتاب "تکذیب یک کتاب" توسط توماس هاردینگ (1565) به چشم میخورد که در آن از کلیسای انگلیس دفاع می‌کند: "در خلال زمانی که مارتین لوتر برای اولین بار فرقه ملحد و شیطان پرست خود را به آلمان آورد،...". در حالی که مارتین لوتر خود هرگونه ارتباطی را بین آموزه هایش و شیطان نفی کرد. شیطان در یهودیت، مسیحیت، اسلام و آیاواشی کلمه شیطان در ابتدا از دین یهود آمده و در مسیحیت و اسلام تکمیل یافته است. این نگاه یهودی-مسیحی-اسلامی از شیطان می‌تواند به موارد زیر تقسیم شود:

یهود: شیطان در یهودیت، در لغت به معنای "دشمن" یا "تهمت زننده" است. و همینطور نام فرشته‌ای است که مومنین را مورد محک قرار می‌دهد. شیطان در یهود به عنوان دشمن خدا شناخته نشده است بلکه یک خادم خدا است که وظیفه دارد ایمان بشیریت را مورد آزمایش قرار دهد.

اسلامی: کلمه شیطان در عربی "الشیطان" به معنای خطاکار، متجاوز و دشمن است. این یک عنوان است که معمولاً به موجودی به نام ابلیس صفت داده می‌شود. ابلیس یک جن بوده است که از خدا نافرمانی کرده است لذا من طبع توسط خدا محکوم شده است که به عنوان منبعی برای گمراهی انس و جن باشد و ایمان آنها را برای خدا بسنجد.

مسیحیت: در بسیاری از شاخه‌های مسیحیت، شیطان (در اصل لوسیفر) قبل از آنکه از درگاه خدا ترد شود، یک موجود روحانی یا فرشته بوده که در خدمت خداوندگار بوده است. گفته می‌شود شیطان از درگاه خداوند به دلیل غرور بیش از حد و خودپرستی ترد شده است. همینطور گفته شده است است شیطان کسی بوده است که به انسان گفته است می‌تواند خدا شود، و موجب معصیت اصلی انسان در درگاه خدا شده است و در نتیجه از بهشت عدن اخراج شده است. از شیطان در کتاب یونانی "دیابلوس" به عنوان روح پلید (Devil) نیز نام برده شده است که به معنای "تهمت زننده" یا "کسی که به ناحق دیگران را متهم می‌کند". واژه Devil از فعلی به معنای "پرت کردن" یا "انتقال دادن" نشئت گرفته شده است. در حالی که لاوی ادعا کرده است که این واژه از زبان سانسکریت "devi" مشتق شده و به معنای الهه است (گرچه این ادعا نادرست به نظر می‌‌آید)

آیاواشی: "آکیلاتریراتو آمانای" منبع اسطوره‌شناسی آیاواشی و کتاب دینی آیاواشی، راجع به "کرونی" که یک موجود شیطانی است سخن گفته است. این موجود به 6 قسمت قطعه قطعه شده است و هر قسمت در جهان با نام‌های "راوانا" , "دوریودهانا" و ... متولد شده اند.

انواع و رویکردهای شیطان پرستی

شیطان پرستی فلسفی

به طور غیر رسمی و گسترده‌ای این شاخه از شیطان پرستی را منتسب به آنتوان شزاندر لاوی می‌دانند. او کسی بود که کلیسای شیطان را تأسیس کرد (اولین سازمانی که از لغت شیطان پرستی فلسفی استفاده نمود)، در نظر شیطان پرستان فلسفی، محور و مرکزیت عالم هستی، خود انسان است، و بزرگ‌ترین آرزو و شرط رستگاری این نوع از شیطان پرستان برتری و ترفیع ایشان نسبت به دیگران است. شیطان پرستان فلسفی عموماً خدایی برای پرستش قائل نمیدانند و به زندگی غیر مادی بعد از مرگ نیز عقیده‌ای ندارند (اگرچه بایدی هم برای نبود آن ندارند) به هرحال زندگی این گروه از شیطان پرستان عاری از روحیه مذهبی و معنویت نیز نیست.

در نظر شیطان پرستان فلسفی، هر شخص خدای خودش است. آنها با تکیه بر عقاید انسانی وابسته به دنیا، مطالب مربوط به فلسفه عقلانی را خار میشمارند و به آنها به دید ترس از مسائل ماوراء الطبیعی می‌‌نگرند. و تنها به وسیله آن، یک زندگی عقیم و تنها بر مبنای "جهان واقعی" را تشکیل می‌دهند. به طور شفافی، آموزه‌های شیطان پرستان فلسفی قدمتی بیشتر از کلیسای لاوی دارد. اگر چه این تصوری از شیطان است، ولی با موقعیت واقعی او تقابل دارد. چرا که این تعالیم از آموزه‌های یهودی-مسیحی نشئت گرفته است و شیطان را بدلیل خصوصیاتش پلید نگاشته است.

شیطان پرستان لاویی

این نوع از شیطان پرستی بر مبنای فلسفهٔ آنتوآن لاوی که در کتاب "انجیل شیطان" و دیگر آثارش آمده است تشکیل شده است. لاوی موسس کلیسای شیطان (1966) بود و تحت تأثیر نوشته‌های فردریک نیچه، آلیستر کرالی، این رند، مارک د سید، ویندهام لویس، چارلز داروین، امبروس بیرس، مارک تواین و بسیاری دیگر بوده است. "شیطان" در نظر لاوی موجودی مثبت بوده در حالی که تعالیم خداجویانه کلیساها را مورد تمسخر قرار داده و به مسائل جهان مادی نیز اعتنایی نداشت.

یک شیطان پرست لاویی، خود را خدای خود میداند، آیین مذهبی این گروه از شیطان پرستان بیشتر شبیه به فلسفه میجیک کراولی با دیدی جلوبرنده به سمت شیطان پرستی است. یک شیطان پرست لاویی مدعی آن است که کسانی که خودشان را با شیطان پرستی هم ردیف می‌دانند نباید به طرز فکر گروهی خواص وفادار باشند و آنها را از لحاظ اخلاقی قبول نداشته باشند. و در ازای آن گرایشات انفرادی داشته باشند و من تبع باید به طور دائمی یک سر و گردن بالاتر از کسانی باشند که خود را از لحاظ اخلاقی، قوی می‌دانند. و در بشر دوستی ]گمراه[ خود، بدون تامل عمل کنند.

شیطان پرستی دینی

گرایشات شیطان پرستی دینی اغلب مشابه گرایشات شیطان پرستی فلسفی است، گرچه معمولاً پیش نیازی برای خود قائل می‌شوند و آن پیشنیاز اینست که شیطان پرست اول باید یک قانون ماوراء الطبیعی را که در آن یک یا چند خدا تعریف شده است که همه شیطانی هستند یا به‌وسیله شیطان شناخته می‌شوند. شیطانی که در گروه اخیر تعریف شده است می‌تواند تنها در ذهن یک شیطان پرست تعریف شود یا از یک دین (معمولاً قبل از مسیح) اقتباس شوند.

بسته به اینکه کدام نوع شیطان پرستی مد نظر باشد، خدا (یا خدایان) می‌توانند از انواع مختلفی از معبودها باشند، بعضی از آنها از ادیان بسیار قدیمی نشئت گرفته شده اند، انواع معمول شیطان پرستی از خدایانشان را از ادیان قدیمی مصر باستان و بسیاری از الهه‌های باستانی بین‌النهرینی و بعضا از الهه‌های رومی و یونانی (به عنوان مثال مارس-خدای جنگ) اقتباس کرده اند. بقیه شیطان پرستان ادعای پرستش خدای اصلی را دارند ولی بیشتر شیطان پرستان می‌گویند خدای معبود آنها در واقع قدمت بسیار قدیمی دارد، شاید از دوران ماقبل تاریخ و شاید اولین خدایانی باشد که توسط انسان مورد پرستش قرار گرفته است (گرچه چنین ادعایی غیر قابل بررسی است)

مابقی گروه‌ها تعبیری سخت گیرانه تر از اینها را میپرستند: آنهایی که سیمای فرشتهٔ سقوط کرده از انجیل مسیحی را میپرستند، در حالی که بسیاری که آن را به عنوان شر، طبق تعریف کلیسای مسیحی، میپندارند. این گروه در مقابل آن را به عنوان محق و کسی که در مقابل خدا شورش کرده است قبول دارند. تمام این ادیان با هم وبا شیطان پرستان فلسفی مشترک هستند چرا که خود شخص را در اولویت اول قرار داده اند. این نظریه نیز معمولاً توسط کسانی که خدا را به دید شیطانی مینگرند (کسانی که دیده شده است اشخاص را به آزادی اندیشه تشویق می‌کنند و تلاش می‌کنند خود را به‌وسیله فلسفه‌هایی چون میجیک و فلسفه‌های مشابه "تمایل به قدرت" نیچه بالا بکشند) حمایت شده است. یک پند رایج شیطانی به این معلول اینست که: "هر خدای ارزشمندی بهتر است به جای یک برده پست و بخاک افتاده، یک شریک در قدرت خود داشته باشد."

یک مثال از این مطلب، شیطان ابراهیمی است، مانند ابلیسی که در کتاب تورات آمده است و بشریت را به چیدن میوه درخت شناخت خوب از بد تشویق می‌کند:" تو مطمئنا نمیمیری: چرا که خدا در همان روزی که این کار را کنی از آن خبر خواهد داشت، سپس چشمانت باز خواهد شد و شماها مانند خدا خواهید شد و خوب را از شر تشخیص خواهید داد". با این استفاده از این مفهوم، شیطان پرستان خود را بهتر از هر خدای دیگری، دارای قدرت تشخیص خوب از بد میپندارند. از آنجا که این گروه از شیطان پرستان خود را بسیار قدیمی و قدیمی تر از بقیه می‌دانند، نام "شیطان پرستان سنتی" را بر خود گذاشته‌اند و به شیطان پرستان فلسفی، "شیطان پرستان معاصر" می‌‌گویند.

شرپرستان

این فرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط می‌شوند. این نوع شیطان پرستان معمولاً متهم هستند که به اعمالی از قبیل "خوردن نوزادان"، "کشتن گوسفندان"، "قربانی کردن دختران باکره" و "نفرت از مسیحیان" هستند. این طرز فکر در کتاب "مالیوس مالیفیکاروم" دسته بندی شده است.]کتابی که در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا (1490) تالیف شد و در واقع هرگز به طور رسمی مورد استفاده قرار نگرفت، کتاب حاوی مطالب خرافی از جن گیری و جادوگری و مطالبی از این دست است. ترجمه لغوی نام کتاب پتک جادوگران است[

فلسفه شیطانی

شیطان در 9 جمله شیطانی منسب به لاوی خلاصه می‌شود:

شیطان می‌گوید دست و دلبازی کردن بجای خساست.

شیطان می‌گوید زندگی حیاتی بجای نقشه خیالی و موهومی روحانی

شیطان می‌گوید دانش معصوم بجای فریب دادن ریاکارانه خود.

شیطان می‌گوید محبت کردن به کسانی که لیاقت آن را دارند بجای عشق ورزیدن به نمک نشناسان

شیطان می‌گوید انتقام و خونخواهی کردن بجای برگرداندن صورت ]اشاره به تعالیم مسیحیت که می‌گوید هرگاه برادی به تو سیلی زد، آن طرف صورتت را جلو بیاور تا ضربه‌ای به طرف دیگر بزند[

شیطان می‌گوید مسئولیت پذیری در مقابل مسئولیت پذیران بجای نگران بودن خون آشام‌های غیر مادی

شیطان می‌گوید انسان مانند دیگر حیوانات است، گاهی بهتر ولی اغلب بدتر از آنهایی است که روی چهار پا راه میروند، بدلیل آنکه انسان دارای خدای روحانی و پیشرفت‌های روشنفکرانه، او را پست‌ترین حیوانات ساخته است.

شیطان تمام آن چیزهایی که گناه شناخته می‌شوند را ارائه می‌دهد، چون که تمام آنها به یک لذت و خوشنودی فیزیکی، روانی یا احساسی منجر می‌شوند.

شیطان بهترین دوست کلیساست چرا که در میان تمام این سالها وجود شیطان دلیل ماندگاری کلیساها است.

و در مقایسه با این جملات، لاوی 9 گناه شیطانی را نیز نام برده است: حماقت، ادعا و تظار، نفس گرایی (انتظار بازپس گرفتن از دیگران، آنچه به آنها داده اید)، خود را فریب دادن، پیروی از رسوم و عقاید دیگران، روشن بینی نا کافی، فراموش کردن ارتدکسی گذشته (به طور مثال، قبول کردن چیزی قدیمی در بسته بندی جدید، به عنوان نو)، غرور و افتخار بی حاصل (مانند غروری که هدف شخصی را از درون می‌‌پوساند) و کمبود محسنات ! یادداشت: Solipsism می‌تواند به یک طرز فکر معرفت‌شناسی منسب به دیسکارت نیز گفته شود، که در آن به افراد پیشنهاد می‌شود که تنها کسی هستند که می‌توانند وجود چیزی را تجربه کنند و هرچه دیگران می‌گویند تنها خیال و وهمی از تصورات خودشان است.

او (لاوی) سپس 11 قانون شیطانی را نیز وضع کرد، که در حالی که نظام نامه‌ای اخلاقی نیست، ولی راهنمایی‌های کلی برای زندگی شیطان پرستی را ارائه کرده است:

هرگز نظراتت را قبل از آنکه از تو بپرسند بازگو نکن.

هرگز مشکلاتت را قبل از آنکه مطمئن شوی دیگران میخواهند آن را بشنوند بازگو نکن.

وقتی مهمان کسی هستی، به او احترام بگذار و در غیر این صورت هرگز آنجا نرو.

اگر مهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بیرحمی رفتار کن.

هرگز قبل از آنکه علامتی از طرف مقابلت ندیده‌ای به او پیشنهاد نزدیکی جنسی نده.

هرگز چیزی را که متعلق به تو نیست برندار، مگر آنکه داشتن آن برای کس دیگری سخت است و از تو میخواهد آن را بگیری.

اگر از جادو به طور موفقیت آمیزی برای کسب خواسته هاید استفاده کرده‌ای قدرت آن را اعتراف کن. اگر پس از بدست آوردن خواسته هایت قدرت جادو را نفی کنی، تمام آنچه بدست آوردی را از دست خواهی داد.

هرگز از چیزی که نمیخواهی در معرض آن باشی شکایت نکن.

کودکان را آزار نده.

حیوانات -غیر انسان- را آزار نده مگر آنکه مورد حمله قرار گرفته‌ای یا برای شکارشان.

وقتی در سرزمینی آزاد قدم بر میداری، کسی را آزار نده، اگر کسی تو را مورد آزار قرار داد، از او بخواه که ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش کن.

نقد شیطان پرستی

گرچه بیشتر نقدها از ناحیه ادیان بزرگ صورت میپذیرد، ولی بیشترین انتقادات به شیطان پرستی از طرف مسحیان شکل می‌گیرد. در این راستا مباحث سودمندی مطرح هستند.

این ادعا که شیطان پرستی به طور صرف یک دین و فلسفه است در کنار معنای ضد آن تعریف می‌شود که چه چیزی به عنوان ریاکاری، حماقت و خطاهای مسیر اصلی فلسفه‌ها و ادیان ضعیف عمل می‌کند. همچنین این مباحث ادراک معنی و طبیعت شیطان یا عبادت او را از ادبیاتی که معمولاً ضد شیطان است شکل گرفته است.

بسیاری از شیطان پرستان، شیطان را به عنوان یک نیروی سرکش معرفی می‌کنند. به هرحال آنها ادعا می‌کنند چنین هویتی بر مبنای قبول کردن اینکه شیطان موجودی یا قدرتی افضل است شکل می‌گیرد.حال گفته می‌شود با توجه به اینکه شیطان به عنوان موجودی شناخته می‌شود که با خداوند مخالفت می‌کند، در صورت قبول کردن او به عنوان راهنما، باید با خودش نیز مخالفت کرد. (تناقض)

عالمان مسیحی بر این باورند که نمی‌توان هرگز از شیطان طبعیت نکرد (هیچ کس معصوم نیست) چرا که آنها باور دارند شر انسانی یک تلاش بیفایده برای انجام دادن کارهای خوب است (به طور مثال، برای رستگاری یا کسب امنیت برای خود، حتی با این شرط که به دیگیران ضرر رساند). حتی کسانی که از فلسفه خوش پرستی طبعیت می‌کنند، تلاش می‌کنند چیزهایی که به عنوان خوبی فقط برای خودشان شناخته شده‌اند را بدست آورند. این فلسفه دانان ادعا می‌کنند نتیجه این فلسفه اگر با قوانین خداوندگار تطابق نداشته باشند، تنها رنج، سردرگمی، انزوا و نا امیدی به همراه خواهد داشت.

شیطان پرستی یک "سراب فلسفی" و "علم بیان سنگین" است. چرا که گفته می‌شود لاوی در استفاده از لغاط تبحر خواستی داشته است. شیطان پرستی یک طلسم کم ژرفای عقلانی از خدای ساخته شده توسط بشر است.

"انسان موجودی اجتماعی است و به انسان‌های دیگر احتیاج دارد". بعضی‌ها عقیده دارند شیطان پرستان درک اشتباهی از استقلال داشته‌اند و آن را به تنهایی تعبیر کرده اند. استقلال می‌تواند شما را قوی تر کند ولی این غیر ممکن است شما به تنهایی خدا باشید. آنها بر این باورند که اگر کسی خود را خدا معرفی کند و ضمن استفاده از لایق دانستن خود، می‌توان به عدم پذیرش حقیقت منجر شود.

یکی از نقدهای کاربردی تر شیطان پرستی اینست که ضمن این که شیطان پرستی معمولاً خود را به عنوان راه نجاتی برای توده‌های تسلیم شده مردم در مقابل دین‌های اصلی معرفی می‌کند، بر شایستگی‌های آنها در بی نیازی از دیگران و انزوا گرایی تاکید می‌کنند و انزوا گرایی می‌تواند به سوء استفاده‌های مختلفی ناشی شود – که معمولاً نیز چنین است. چرا که طبیعت انزواگرایانه شیطان معمولاً در بازخورد جوامع ناکارمد است. و برای جبران این خلا از قوانین ادیان سنتی استفاده کرده است.

فرقه‌های غیر شیطان پرستانه بسیاری از گروه‌ها به اشتباه به عنوان گروه‌های شیطان پرستی در نظر گرفته می‌شود.به طور کلی دو تعریف برای گروه‌های شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد:

هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از مفاهیم غیر طبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند، که معمولاً از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد می‌کنند. و آن را منتسب به طبیعت "حقیقی" انسان مینامند.

گروه‌هایی که از دین مسحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده است قبول ندارند.

تعریف دوم، معمولاً توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار می‌گیرد و بر مبنای این تعریف بسیاری از گروه‌ها را شیطان پرست مینامنند. این بنیاد گرایان بیشتر دین‌های کافر جدید (مثلاً ویکا یا استرو) را با استفاده از این تعریف شیطان پرست مینامند.

طبق این تعریف به ندرت از دین‌هایی مانند اسلام و یهود و فرقه‌های مسیحیت به عنوان شیطان پرست تعبیر می‌شود. چنین گروه‌هایی که دین‌های گذشته را شیطان پرست بنامند بسیار کم است، مانند فرقه مورمون‌ها یا چند فرقه کوچک دیگر. البته شنیده شده است که بعضا کاتولیک ها، پروستان‌ها را نیز شیطان پرست نامیده‌اند و یا بالعکس ولی چنین خطابی خیلی به ندرت اتفاق می‌‌افتد.

حرکت دیگری که به اشتباه به عنوان شیطان پرست شناخته شده است، گروه‌های هوی متال موسیقی است. گرچه گروه‌هایی وجود دارند که به دلایلی چند از شبیه سازی‌های شیطانی استفاده می‌کنند ولی عمده گروه‌های متال/راک ارتباطی با یکی از انواع شیطان پرستی ندارند.

|+| نوشته شده توسط Alireza & Amir در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 ساعت 13:58 |
 BLACK METAL & PERSIAN METAL : DOWNLOAD

سلام دوستان امروز میخوام از چند تا باند مطرح بلک و شهریارو ...  اهنگ برای دانلود بزارم یه چند وقتی بود هیچ چیزی برای دانلود نمیزاشتیم .

اما میخواستم دیشب اپ کنم که نشد اما چرا نشد؟

دیشب من تو کافی نت بودم اهنگ ها همشون اپلود شده بودن رفتم که پست رو بنویسم

یک دفعه مامور های خود شیرین عوضی اومدن برای چک کردن سیستم های کافی نت به من گفت برو

۲ ساعت دیگه بیا من دوباره ساعت ۸ رفتم بویه پلم شدن مغازه میومد . . .

دوستم (سرور کافی نت ) میگفت یه چیزی مثل فلش میزدن به سیستم ها بعد هرچی از اول تو هارد

ریختی برمیگشت توش حتی اونایی که پاک کردی امروزم قبل از این که بیام اینجا رفتم دیدم پلمش کردن

 مغازه رو اخه یکی نیست بگه با این کارا میخوایید جلویه مردم رو بگیرید مردم هزار راه دیگه با هزار ترفند

دیگه بلدن این کارا رو بکنن . . .    بگذریم . . . . . . . . . .

اهنگ ها از باند های Arch Enemy , Katatonia , Graveworm,و شهریاره

 

ARCH ENEMY / Dead Buy their dead

--------------------------------------------------

KATATONIA / Murder

----------------------------------

Graveworm / Renaissanc In Blood

--------------------------------------------------

Graveworm / Thorns of desolation

--------------------------------------------

این دو تا اهنگ هم از دو تا البوم شهریار به نظر من فقط همینا خوب بودن از البومش

Shahryar / Faryad

---------------------------

Shahryar / Shahvat

---------------------------------------

خوب این از دانلود ها امیدوارم خوشتون اومده باشه و استفاده کنید . 

اما بچه ها من چند وقته تو کف یه چیزی موندم من الان ۷  --- ۸  ساله که دارم متال گوش میدم و متالر

 های زیادی دیدم اما  چند وقت پیش داشتم با دا دا اشکان می چتیدم .

عکس خواهر زادش گوشه یه پی امش بود . ۵ ---۶   سالشه اسمشم مانی یه دا دا اشکان میگفت عاشق Korn اا  هی

میاد پهلوش میگه کرن بزار من عکسشو میزارم چون برای خودم خیلی جالب بود متالر ۵ -- ۶ ساله . . .

میگم بزرگ بشه یه پا متالر خداا میشه برای خودشااااا. . .

 

Mani

 

 

|+| نوشته شده توسط Alireza & Amir در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 ساعت 16:31 |
 خبر هایی که قول داده بودم . . .
سلام بچه ها امروز همون طوری که قول داده بودم با یه سری خبر اومدم

 

* اولین خبر : وکال باند Mayhem که الان اسمش یادم نیست باید ببخشید که در سال ۲۰۰۲  به جرم قتل یکی از گیتاریست ها دست گیر شد. و به زندان افتاد در یکی از مصاحبه هاش اعلام کرده بود که اگر از زندان ازاد بشم Marilyn Manson  رو هم میکشم حالا دیگه نمیدونم راسته یا دروغ ؟

*دومین خبر : این خبر اگر چه قدیمیه اما ارزش داره / در سال ۱۹۸۶ که کلیف برتون به طرز مشکوکی فوت شد /

میدونستید باند متالیکا ۵ ماه فعالیت خودش رو متوقف کرده بود و جیمز و بقیه دنبال دادگاه کلیف بودن که اعضای باند از پلیس راه شکایت کرده بودند همچنین از راننده

* خبر سوم : در راستای خبر دوم / البوم ... And Justic for all  متالیکا جیمز علت نام گذاری این البوم رو سر در کار داشتن مافیا یه امریکا که از یکی از سران متال ان زمان پول گرفته بودو جیمز هیچ کاری در مقابل این قدرت نتوانست بکنه و سعی کرد با این البوم این موضوع را به طرفداران منتقل کند

*خبر چهارم :ضرب و شتم و در گیری در باند Lamb Of God  در این درگیری که در استودیوی این گروه هنگام جمع اوری وسایل برای کنسرت در هلند بود رخ داد

*خبر پنجم : خبر بعدی که خیلی خبر عالیی برای من ؟ البوم دا دا مهدی ( Scarecrow ) که شش تا اهنگ داره که یکیش بی کلامه و بقیه عالین فقط یکی از اهنگاش مونده که صداش بره روش من بهتون پیش نهاد میکنم حتما برید دانلود کنید هر موقع گذاشت منم میزارم تو  وب منتظر باشید . . .

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------

از این به بعد اهنگ برای دانلود میزارم یعنی امروز میخواستم بیارم Mp3 رو پیدا نکردم

ویدئو هم دارم براتون فقط صبر کنید .  .   .  

امیر

|+| نوشته شده توسط Alireza & Amir در جمعه بیستم بهمن 1385 ساعت 17:45 |
 INTERVIEW OF KATATONIA
سلام بچه ها امروز اومدم بعد از چند وقت که دور دوره دا دا علی بود با اپ های نیروانا و نشانه ها کولاک

کرده بود حالا ما اومدیم یه اپی بکنیم بریم  (  اما یه اپ اساسی که بعید میدونم جایی دیده باشید )

امروز اومده بودم یه اپ دیگه بکنم که دیدم یکی از دوستام این  Interview  رو برام Mail کرده .

فعلا این اپ رو ثبت میکنم  هفته ی بعد با کلی خبر های قدیمی اما مخفی و جدید و جالب میام.

INTERVIEW  OF

logo

 

مصاحبه اي كه در زير مي خوانيد از طرف Audrey Dujardin از مجله اينترنتي Tartarean Desire بوسيله تلفن, در تاريخ دوم فوريه 2006 با Jonas Renkse از گروه Katatonia انجام شده است.
Katatonia گروهي بود كه سالها پيش با ارائه اثري تحت عنوان Dance Of December Souls به سرعت به يكي از گروههاي مطرح extreme metal در كشور سوئد بدل شد. پس از آن آنها به ارائه آثاري به شدت سياه و غمناك پرداختند. امروزه آنها به گروهي بسيار با تجربه تبديل شده اند و بر خلاف بسياري از كساني كه در سبك مشابه آنها مشغول فعاليت هستند حركتي رو به جلو, در مسير مورد علاقه خود دارند. آخرين اثر آنها يعني The Great Cold Distance شايد يكي از پر احساس ترين و در عين حال سنگين ترين آلبوم هاي آنان و قطعا يكي از بهترين آثار امسال خواهد بود.


حال شما چطور است؟

خوب.

در خانه هستيد يا در كمپاني موسيقي؟

در خانه هستم.

اگر شما نگاهي طولاني بر دوران فعاليت حرفه اي خود داشته باشيد, چه زمان هايي را به عنوان درخشان ترين نقاط كاري خود مي دانيد؟

خوب.......من در واقع به تمام كارهايي كه انجام داده ايم افتخار مي كنم. حتي اولين اثر ما نيز كاري برجسته و غرور آفرين است و البته سومين آلبوم ما.... من تصور مي كنم سومين كاري كه ارائه كرديم يكي از مهمترين آثار ما است, زيرا از اين آلبوم بود كه ما به جاي استفاده است سبك آوازي خواننده هاي Death به سمت ارائه آوازي با صداي صاف روي آورديم و پس از آن سبك موسيقي خود را دچار تغييرات ريشه اي كرديم.....براي استفاده از صداي صاف ما مجبور شديم ساختار ترانه ها را دوباره بازسازي كنيم. پيش از آن ما از ترانه هاي بسيار طولاني در اثارمان استفاده مي كرديم. از ديگر چيز هايي كه براي ما بسيار حائز اهميت بود بستن قرار داد با كمپاني Peaceville بود. پيش از آن ما تنها توانسته بوديم به همراه كمپاني كوچكي اثارمان را روانه بازار كنيم اما قرار داد با Peaceville همچون يك موتور قدرتمند براي ما بود. اين قرار داد ما را مجبور مي كرد تا به سوي جلو حركت كنيم. پس از اين دوران شايد بتوانم بگويم آخرين آلبوم ما در حقيقت مهمترين آثري است كه تا به حال داشته ايم. اين آلبومي است كه ما به شدت بر روي ترانه هاي آن كار كرده ايم و زمان بسيار زيادي را براي ساختن آن صرف كرديم. شايد باور نكنيد اما حتي براي اجراي قطعات نيز وسواس زيادي در مورد هر كدام از اعضاي گروه به خرج داديم و اين چيزي بود كه ما پيش از اين هرگز تجربه نكرده بوديم. همانگونه كه مي دانيد ما گروهي هستيم كه اهميت زيادي براي نوع احساسات قائل هستيم, در نتيجه به دنبال ارائه اثري بوديم كه هرچند از لحاظ تكنيكي چندان شاخص نيست اما سرشار از احساست است. البته بايد اين مطلب را نيز اضافه كنم ما در اين آلبوم تلاش كرديم تا اشكالات اجرا را نيز از ميان برداريم و اثري دلچسب ارائه كنيم.

آيا در طول دوران فعاليت حرفه اي شما زمان هايي نيز وجود دارد كه احساس ناخوشايندي نسبت به آنها داشته باشيد؟

خوب......من اينطور فكر نمي كنم. وقتي به دوران فعاليت خودم فكر مي كنم مي بينم كه واقعا دوران غرور انگيزي داشته ام و تمام كارهايي كه داشته ام آثار قابل اعتنايي هستند كه مي توان همه آنها را دوست داشت. اولين آلبوم ما اگر چه از لحاظ اجرايي چندان قوي نبود اما در عوض چيزهاي قابل توجه ديگري در آن وجود داشت. ما پس از آن بود كه اشتهاي سيري ناپذيري يافتيم و تمام تلاش خود را كرديم تا يك گروه معمولي مانند بقيه نباشيم. اكنون من از همه چيز راضي هستم و دوست ندارم چيزي تغيير كند زيرا همه اتفاقاتي كه افتاده اند قطعا بخشي از احساسات مرا در موسيقي كه تا كنون ارائه كرده ايم ساخته اند.

تا چه زماني تصميم داريد با كمپاني Peaceville ادامه دهيد؟

بايد بگويم قرارداد با اين كمپاني اتفاق مهمي در جهت پيشرفت ما بود, گروه هاي بسياري با اين كمپاني طرف قرار داد هستند كه تاثير به سزايي بر موسيقي ما دارند. اينها گروه هايي هستند كه ما هر روز آثارشان را مي شنويم و با يكديگر همكاري مي كنيم و حتي زمان بسياري را صرف بحث با يكديگر مي كنيم. من كساني را كه در Peacevill هستند واقعا دوست دارم. البته اين كاملا طبيعي است كه ما در همه موراد با يكديگر به توافق نمي رسيم اما به هر حال تلاش مي كنيم تا پس از مذاكرات بسيار به مصالحه دست يابيم. در اين آلبوم آخر آنها تلاش زيادي كردند تا ما به موفقيت دست يابيم. ما ترانه اي ساختيم كه هرگز قبلا مشابه آنها را نتوانسته بوديم بسازيم. خوشبختانه اين ترانه به سرعت در تمام شبكه هاي راديويي پخش شد. ما اين فرصت را يافتيم كه براي آن ويديو كليپ هم بسازيم. متوجه هستسيد, ما قبلا امكان انجام چنين كارهايي را نداشتيم و من فكر مي كنم همه چيز دارد روز به روز بهتر مي شود.

يعني پس از اين آلبوم نيز همكاري با آين كمپاني را ادامه مي دهيد؟

ببينيد ما بر طبق قرارداد بايد يك آلبوم ديگر نيز براي آنه آماده كنيد تا قرارداد به اتمام برسد و پس از آن مختار خواهيم بود با هر شركت ديگري وارد مذاكره شويم. آما اين براي آينده است و فعلا ترجيح مي دهيم ذهنمان را بر روي اثر بعدي متمركز كنيم.

امكان دارد كمي درباره تورهاي قديميتان صحبت كنيد.....فكر مي كنم اجرايي درMilwaukee Metal Festival داشتيد...واقعا باعث تعجب است, چطور حاضر شديد در يك جشنواره آمريكايي حاضر شويد؟

خوب در واقع اين اولين اجراي ما در كشور آمريكا بود و البته براي ما مسئله مهمي به شمار مي آمد و ما نيز كاملا آن را جدي گرفتيم. متاسفانه اين موضوع با مشكلات بسياري براي ما همراه بود.....كه اولين مشكل اين بود كه نتوانستيم از سازهاي خودمان استفاده كنيم. مسئولين جشنواره به ما گفته بودند ليستي از وسايل مورد نياز را براي آنها بفرستيم و آنها دقيقا همام سازها را با مارك مورد نظر براي ما تهيه مي كنند. آنها هيچ اطلاعات ديگري به ما ندادند. تنها 10 دقيقه پيش از شروع اجرا متوجه شديم كه بايد گيتارهاي يكي از گروه هاي ديگر در فستيوال را براي كار قرض بگيريم. از نظر من اين واقعا وحشتناك و غير قابل تحمل بود. اما ديدن مردم زيادي كه در آنجا مشتاقانه انتظار ما را مي كشيدند برايم جالب بود. اين تنها عاملي بود كه ما را به ادامه كار تشويق مي كرد و فكر مي كنم اين جشنواره موقعيت مناسبي براي ما بود. البته اين بهترين اجراي ما نبود پس بهتر است آن را فراموش كنيد.

شما در سال 2004 نيز اجرايي در آمريكا داشتيد.....اين كنسرت چگونه بود؟

آه...بسيار بهتر. آنها همه چيز را به شكل مناسبي برنامه ريزي كرده بودند. متاسفانه ما آخرين گروهي بوديم كه بر روي سن رفت. فكر مي كنم اكثر گروه هايي كه در آن جشنواره حضور داشتند در سبك Power فعاليت داشتند و در نتيجه اكثر كساني هم كه به تماشا آمده بودند طرفداران اين سبك بودند و وقتي ما به روي سن رفتيم عده زيادي براي تماشا باقي نمانده بود. اما همان تعدادي كه باقي ماندند براي ما بسيار عالي بود و براي من تجربه ارزشمندي به حساب مي آمد.

فكر مي كنيد طرفداران شما را عموما چه كساني تشكيل مي دهند؟

من فكر مي كنم ما يكي از گروه هايي هستيم كه طرفدارن بسياري دارد. بعضي از آنها هوادارن دو آتشه موسيقي متال هستند و برخي ديگر نيز كساني كه معمولا به موسيقي پاپ گوش مي كنند.... آنها هر كدام به دلايل گوناگوني Katatonia را دوست دارند....در نتيجه ما در كنسرت هايمان همه نوعي از افراد را مي بينيم كه فكر مي كنم نتيجه مستقيم آثار خوب ما باشد......من واقعا همه آدمها را دوست دارم.

ايا تناسب بين طرفداران سرسخت متال و شنوندگان موسيقي پاپ در طول سالهاي فعاليت شما تغيير كرده است؟

من فكر مي كنم ما در اوايل فعاليت مان طرفدار به خصوصي داشتيم. كساني كه يا خود ما را دوست داشتند و يا به طور ويژه طرفدار موسيقي Doom Metal و شايد هم Black Metal بودند. اما زماني كه ما روي به استفاده از صداي صاف و تغيير در سبك كارمان كرديم موقعيت باز تري براي همه فراهم شد تا به آثار ما گوش كنند. بسياري هستند كه هنوز هم عاشق كارهاي قديمي ما هستند و مردم بسياري هم كارهاي جديد ما را مي پسندند....دو نوع كاملا متفاوت از هواداران. عده اي كه به همراه ما تغيير كردند و عده اي كه هنوز به موسيقي قديمي ما گوش مي دهند.

مي دانم كه اين را قبلا بسيار شنيده اين كه عده زيادي شما را با Opeth مقايسه مي كنند. آيا گروه هاي ديگري نيز هستند كه مردم موسيقي شما را با آنها مقايسه كنند؟

خوب من فكر نمي كنم عده زيادي ما را در قياس با Opeth قرار دهند. دقيقا نمي دانم. البته ما ايده هاي موسيقايي مشتركي داريم و دوستان صمصمي نيز هستيم, به خصوص من و Mikael. زماني كه با هم هستيم معمولا با هم درباره موسيقي صحبت مي كنيم, موسيقي گوش مي كنيم و دو نفري گيتار مي زنيم..... ما بسياري موارد نظرات مشتركي داريم..اما سبك ما با يكديگر كاملا متفاوت است. فكر كنم قياس كردن ما با Opeth نيز به دليل همان ايده هاي مشترك در موسيقي باشد...در آغاز دوران فعاليت هميشه ما را با Paradise Lost مقايسه مي كردند, البته من خودم يكي از كساني بودم كه Paradise Lost را بسيار تحسين مي كردم. در واقع ما دوست داشتيم كه كاملا مشابه آنها باشيم.....اما خوشبختانه ما به سرعت توانستيم سبك شخصي خودمان را پيدا كنيم. اين كه ما را با ديگران مقايسه كنند به هيچ وجه مايه آزار من نيست. شايد جالب باشد كه اصوات مختلفي را از ديد افراد مختلف شنيد. در واقع منظورم اين است كه حتي اگر كسي پيدا شود و بگويد كه آثار شما شبيه ترانه هاي Oasisست باز هم باعث رنجش نخواهد بود. خيلي جالب است كه مردم ما را با ديگران مقايسه مي كنند.

بسياري نيز شما را با گروه هايي مثل Tiamat يا Anathema مقايسه مي كنند, نظر شما در اين باره چيست؟

بسيار واقع بينانه است....گروه هايي كه اشاره كرديد زمينه كاملا مشتركي با ما دارند و در زمان يكستني نيز پا به عرصه گذاشتند. ما زمان بسياري براي آزمايش ايده هاي خلاقانه داشتيم.

آلبوم جديد شما در ماه مارس منتشر مي شود. منتظر چه نوع واكنشي از طرف شنوندگان و مطبوعات درباره اين آثر هستيد؟

بايد اعتراف كنم كه كمي نگران هستم. نمي توان هميشه منتظر يك درخشش فوق العاده بود. من هميشه آماده شنيدن انتقادات نااميد كننده هستم.....اما درگذشته نيز هميشه اين مسائل وجود داشته است و در كل نسبت به آن خوشبين هستم.

آيا براي ارائه اين آلبوم برنامه خاصي تدارك ديده ايد؟ يك مهماني يا چيزي شبيه به آن...
خوب ما براي يك مهماني برنامه ريزي كرده ايم. و البته برنامه هايي هم براي چند اجرا در نقاط مختلف داريم. اما فعلا هيچ برنامه خاصي نداريم و تنها گه گاه به اجرا و آن هم به صورت اتفاقي مي پردازيم. واقعا خجالت آور است. ما تلاش مي كنيم كاري صورت دهيم, حتي اگر كاركوچكي باشد. فكر مي كنم هنوز خيلي زود است كه برنامه هاي كاملا دقيقي براي تورهاي اين آلبوم داشته باشيم. اما قطعا يك مهماني مفصل به مناسبت انتشار آن خواهيم داشت.

آيا برنامه اي هم براي دهمين سالگرد تاسيس گروه داريد؟

بايد بگويم ما كاملا اين موضوع را فراموش كرده بوديم.

همه نشريات نسخه هايي از آلبوم شما را دريافت كردند و حتي من نسخه هايي از آن را هم براي داونلود در اينترنت ديده ام. چه احساسي نسبت به آين كار داريد؟

زماني كه قرار است آلبوم منتشر شود ديگر اين گونه مسائل اهميتي براي من ندارد. اينكه كسي نسخه هاي هديه شده را به فروش برساند اتفاقي است كه هميشه روي ميدهد. تصور مي كنم بدتريت قسمت در داونلود كردن آثار موسيقي اين است مردم پيش از اينكه آلبوم به طور رسمي منتشر شود آن را مي شنوند. اما به هر حال من اهميتي به داونلودهاي اينترنتي نمي دهم زيرا خود اينترنت نيز چيزي مانند يك هديه است. به ياد مي آورم در سالهاي اوايل فعاليت ما فقط كم مانده بود براي فروش آثارمان به جادوگري متوسل شويم. ما براي فروش آلبوم هايمان بايد از همان روز نخست از اين فروشگاه به آن فروشگاه مي رفتيم. اين حالت زماني كه به دنبال خريد آلبومي هم بوديم اتفاق مي افتاد. اما فكر مي كنم جوانان نسل امروز چيز مهمي را از دست داده اند. آنها هر آلبوم را تنها با فشار چند دكمه در منزلشان تحويل مي گيرند و يقين دارم آنها از اين وضعيت خسته شده اند.

مي توانيد كمي از خاطراتتان در هنگام ضبط موسيقي بگوييد؟ كار چگونه پيش مي رفت؟ آيا اتفاق خاصي هم افتاد؟

پيش از هم به ياد مي آورم كه ما تنها براي يك ماه فعاليت در استوديو برنامه ريزي كرده بوديم. اما زماني كه كار اصلي را شروع كرديم و تازه فهميديم كه با چه اثر سنگيني رو به رو هستيم برنامه ما تغيير كرد و كار يك ماهه تبديل به سه ماه شد. شايد اين زمان براي گروهي مثل ما بسيار طولاني به نظ ر برسد اما مهندس صدا به خوبي از پس همه كارها برآمد. در واقع او بود كه مرتبا غر ميزد و از همه چيز ايراد مي گرفت. ما بايد مرتبا همه چيز را از اول شروع مي كرديم. پس از آن به اين نتيجه رسيدم كه بايد بيش از پيش بر روي اجرا ها تمركز كنيم و اهميتي هم ندهيم كه چه زماني صرف ضبط آلبوم مي شود. پس تصميم گرفتيم تا زماني كه ثانيه به ثانيه آلبوم به درستي اجرا نشده است در استوديو بمانيم. ما در ماه ژوئن وارد استوديو شديم و فكر مي كنم در سپتامبر بود كه كارها به پايان رسيد. به خصوص من و Anders بايد دائما در استوديو حضور داشتيم. در حقيقت ما تمام تابستان را در استوديو زنداني بوديم و چيز زيادي از تابستان متوجه نشديم.
به ياد نمي آورم اتفاق خاصي افتاده باشد.....ما تنها به موسيقي فكر مي كرديم و توجه چنداني به وقايعي كه در اطرافمان مي گذشت نداشتيم.

آنگونه كه از صحبت هاي شما برداشت مي شود اين آلبوم اثري پركار و صيقل يافته است. به نظر مي رسد كه تمام تلاش خود را كرده ايد.

دقيقا همين طور است. و البته ما مي خواستيم تفاوت قابل توجهي نيز نسبت به گذشته داشته باشيم. ما مي خواستيم اثري ارائه كنيم كه هم از رنگ و لعاب خوبي برخوردار باشد و هم سرشار از احساس باشد. احساس ميكنم تقريبا موفق شده ايم اما شما بايد در هنگام شنيدن به موضوع پي ببريد.

آيا اين حرف شما كمي متناقض نيست؟ اگر البوم شما از لحاظ تكنيكي اثري درخشان است چگونه ممكن است برپايه احساسات لحظه اي ساخته شده باشد؟ ممكن است كمي در اين مورد توضيح دهيد؟

من به طور كاملا اتفاقي و در لحظات پاياني كه همهچيز داشت به پايان مي رسيد عنوان را انتخاب كردم. من تمام اشعاري را كه نوشته بودم خواندم, و در همان لحظه متوجه شدم كه بعضي از ترانه ها با تصور مشتركي در ارتباط هستند. البته هر كدام از ديد متفاوتي به اين موضوع يكسان مي نگرند. بيشتر انها درباره اين موضوع هستند كه چرا ما انسانها انقدر از يكديگر مي ترسيم كه اين همه از هم فاصله گرفته ايم. ما نمي خواهيم آسيبي به ما برسد, چرا اين همه از اجتماعي بودن مي ترسيم. در واقع اين احساس باعث ايجاد نوعي حالت انزوا طلبي در اجتماع مي شود. اينها مسائلي بودند كه به شدت مورد علاقه من قرار دارند و قطها من خود قسمتي از آن هستم و تمام اين اشعر را در حالتي نيمه هوشيارانه نوشته ام, هرچند كه درباره اين موضعات بسيار انديشه كرده ام.

كنجكاوم بدانم به چه علت My Twins را به عنوان تك آهنگ انتخاب كرديد؟

فكر مي كنم زماني كه شروع به كار كردن بر روي ايده ها مختلف در اين آلبوم كرديم حالتي بسيار مشابه دوران گذشته Katatonia داشتيم. حالتي درست مانند Teargas. ما بر روي My Twins به مانند يك Single كار نكرديم, ما آن را به عنوان يك ترانه قدرتمند در نظر گرفتيم و تلاش كرديم همه عصاره Katatonia را در اين ترانه تزريق كنيم. لاش داشتيم اين ترانه بيش از حد طولاني نشود و زماني كه به پايان رسيد احساس رضايت بسياري نسبت به آن داشتيم. به خود گفتيم در اين آلبوم آهنگي وجود دارد كه حداقل خودمان از آن استفاده مي بريم.

آيا اين نظر همه شما بود؟

البته

فارغ از تمام چيزهايي كه گفتيد ديگر از چه چيزي براي نوشتن ترانه هاي الهام گرفته ايد؟

فكر مي كنم بيشتر همان باشد. در حقيقت عنصر اصلي همان مسائل بود....نمي دانم....شايد چندان خارق العاده نباشد........اما چيزهايي بود كه در اختيار داشتيم...واقعا نميدانم.

ترانه مورد علاقه شما در اين آلبوم چيست؟

فكر مي كنم ترانه In The White باشد.

چگونه؟

تصور مي كنم اين ترانه شامل قسمتهايي از تمام آن چيزهايي است كه من در موسيقي به آن علاقه دارم. اين ترانه بخشهاي لطيفي دارد و البته بخشهايي هم بسيار سنگين هستند. من عاشق نتهاي اين ترانه هستم. نتهايي كه در آن استفاده شده است دقيقا همان چيزهايي هستند كه من دوست دارم...البته من باقي ترانه ها را هم دوست دارم اما اين يكي بيش از بقيه مورد علاقه من است. در كنار آن فكر مي كنم اولين ترانه آلبوم نيز اثر جالبيست. اين ترانه اثر جامعي محسوب مي شود و فضاي كلي آلبوم بر پايه آن بنا نهاده شده است.

اين آلبوم را چگونه آماده كرديد؟ آيا هر كس بر روي قسمت ويژه اي كار مي كرد و يا هر كس با ايده هاي گوناگوني وارد شد و سپس اين عناصر را در كنار هم قرار داديد؟

ما براي كار راههاي گوناگوني را در پيش گرفتيم. پيش از اين Anders ترانه سراي اصلي بود و تنها زماني موسيقي مي نوشت كه موضوع خاصي به او الهام شده بود. هنگامي كه او به اندازه يك آلبوم ترانه آماده مي كرد آنها را ضبط مي كرديم. اما از زماني كه ما Viva Emptiness را شروع كرديم من ايده هاي بسياري به همراه داشتم. فكر مي كنم چيزي در حدود 5 روز در هفته و هر روز از ساعت 9 صبح تا پنج بعد از ظهر ما در استوديو مشغول نوشتن و مرتب كردن اين ايده ها با يكديگر بوديم. فكر مي كنم اين موضوع كليدي ترين عنصر كار ما بود. پس از آن ما چند CD از كارها را براي بقيه فرستاديم. زيرا آنها به خاطر شغل روزانه نمي توانستند همراه ما باشند. ما هميشه فضاي بازي را براي ايده هاي آنها در نظر مي گيريم آنها نيز چنانچه مايل به تغييراتي باشند با ما تماس مي گيرند. من و Anders در استكهلم زندگي مي كنيم و بقيه در ديگر نقاط كشور هستند, در نتيجه زياد با يكديگر در ارتباط نيستيم. ما معمولا ايده هاي موسيقايي خود را بوسيله CD براي هم مي فرستيم و تلفني با يكديگر صحبت مي كنيم. ما فقط گاه به گاه يكديگر را در استوديو مي بينيم و در آنجا درباره ايده هاي متفاوت صحبت مي كنيم زيرا اين تنها زماني است كه با هم هستيم. اين شرايطي بود كه ضبط دو آلبوم آخر ايجاد شده بود و به خوبي ثمر داد.

سوالاتي درباره برنامه هاي آينده شما دارم. تورهاي اين آلبوم را از چه زماني آغار خواهيد كرد؟

آنچه فعلا در برنامه خود داريم دو تور اروپايي است. يك تور كوچك كه قرار است در پايان آوريل برگزار شود وپس از آن يك تور بزرگ در پاييز. يك تور بزرگ تابستاني هم در پيش داريم كه تلاش مي كنيم در هر تعداد جشنواره كه برايمان مقدور بود شركت كنيم. ما تلاش مي كنيم برنامه اي را از دست ندهيم اما هيچ گاه نمي توان صد در صد مطمئن بود.

آيا از هم اكنون مي دانيد در چه فستيوال هايي در تابستان شركت خواهيد داشت؟

هنوز نمي دانم. البته چند درخواست براي ما رسيده است اما فعلا نام خود را در هيچ فستيوالي ثبت نكرده ايم. در واقع من هنوز براي انتخاب ميان آنها مطوئن نيستم.

امكان دارد كمي هم درباره پروژه ديگرتان يعني Bloodbath توضيح دهيد؟

برنامه هايي هم براي آن داريم. صحبتهايي درباره ارائه سومين آلبوم شده است اما ما به زمان بيشتري نياز داريم زيرا همگي به شدت درگير ديگر كارهايمان هستيم. اما اميدوارم به زودي بتوانيم زماني را براي ضبط كاهايمان فراهم كنيم. من از هم اكنون فعاليت زيادي را بر روي چند ترانه آغاز كرده ام و تلاش مي كنم آنها را براي آلبوم بعدي آماده كنم. ما به دنبال يك خواننده جديد هستيم كه هنوز پيدا نكرده ايم و شايد اين اولين هدف ما باشد. يك خواننده جديد, ورود به استوديو و بعد انفجار!

شرايط را براي خودتان و گروه در پنج سال آينده چگونه مي بينيد؟

فكر مي كنم ما تا آن موقع باز هم در حال پيشرفت باشيم. حداقل من اينطور اميدوارم...... اين سوال را قبلا هم از من پرسيده بودند.البته آن هنگاه پرسيده بودند در ده سال آينده و اين واقعا دشوار بود.....اما براي پنج سال اميدوارم بتوانيم آلبوم هاي ديگري منتشر كنيم و تجربيات بيشتري در زمينه موسيقي سياهمان داشته باشيم. اميدوارم باز هم بتوانيم در كنسرت ها اجرا داشته باشيم.....اما بايد قبول كرد كه ما كمي پير شده ايم و رقابت در اين عرصه دشوار است.

ممنون از زماني كه در اختيار ما گذاشتيد.

من هم همينطور.



MEMBERS

Anders Nyström (Blackheim) 1987- Guitars
Fredrik Norrman 1994- Guitars, bass
Jonas Renkse (Lord Seth) 1987- Drums, vocals
Mattias Norrman 2000- Bass
Daniel Liljekvist 2000- Drums

FORMER MEMBERS

Israphel Wing (Guillaume Le Huche) 1992-1994 Bass
Mikael Oretoft 1996-1997 Bass

ADDITIONAL MUSICIANS

Mikael Akerfeldt Vocals
Day DiSyraah (Dan Swano) Keyboards
Kennet Englund Drums

DISCOGRAPHY

1991 Jhva Elohim Meth (demo)------------------------------No label
1992 Beyond The Stand Sky (demo)------------------------No label
1992 Jhva Elohim Meth.. The Revival (EP)-----------------------VIC
1993 Dance Of December Souls--------------------------No Fashion
1995 For Funerals To Come (EP)-----------------Avantgarde Music
1996 Brave Murder Day---------------------------Avantgarde Music
1997 Sounds Of Decay (EP)-----------------------Avantgarde Music
1998 Saw You Drown (EP)------------------------Avantgarde Music
1998 Discouraged Ones----------------------------Avantgarde Music
1999 Tonight's Decision--------------------------------------Peaceville
2001 Teargas (EP)--------------------------------------------Peaceville
2001 Last Fair Deal Gone Down-----------------------------Peaceville
2003 Viva Emptiness-----------------------------------------Peaceville
2004 Brave Yester Days (2CD comp.)-------------Avantgarde Music
2006 My Twin (EP)------------------------------------------Peaceville
2006 The Great Cold Distance------------------------------ Peaceville

|+| نوشته شده توسط Alireza & Amir در شنبه چهاردهم بهمن 1385 ساعت 18:13 |
 نماد ها و نشان های متال

نشانه های متال

 

 

 

 

Inverted Pentagram   (پنج ضلعی وارونه): نشانه ستاره صبح ، نامی که به شیطان تعلق دارد. این علامت در مراسم های مخفیانه ( کابالا ) و جادوگری برای احضار ارواح شیطانی استفاده میشود. این علامت را شیطان پرستان با دو ضلع در بالا و ملحدان با یک ضلع در بالا استفاده میکنند. در هر حال این علامت نشانه شیطان است و مهم نیست که یک نوک ضلع آن بالا باشد یا هر دوی آنها و یا دور آن دایره ای کشیده شده باشد یا خیر در هر حال این علامت شیطان است.

 

 

 

 

 

 

 

Baphomet دیو بافومت: علامت شیطان پرستی. خدای شیطانی و سمبل شیطان. ممکن است این علامت به شکل جواهرات دیده شود.

 

 

 

 

 

666  : علامت انسان ، نشانه جانور (هیولا) – مکاشفات 13:18 « ... پس هرکس حکمت دارد عدد وحش  را بشمارد ، زیرا که عدد انسان است و عددش 666 است»

 

 

 

 

 

 

 

Ankh  : سمبل باروری و شهوات در انسانها. روح شهوت قدرت این جمع زنان / مردان می باشد.

 

 

 

 

 

 

Swastika or Sun Wheel (صلیب شکسته یا چرخ خورشید): یک علامت مذهبی باستانی است که سالها قبل از قدرت گرفتن هیتلر به کار میرفت.  این علامت در کتیبه های بودایی و مقبره های سلتی و یونانی استفاده میشده. در آیین پرستش خورشید ، این علامت به نظر می رسد نشانه مسیر حرکت خورشید در آسمان باشد

 

 

 

 

 

 

 

All Seeing Eye (چشمی که به همه جا می نگرد): آنها معتقدند که این چشم لوسیفر (شیطان) است و کسی که قدرت کنترل آن را دارد بر تمام دارایی ها حکومت میکند. این علامت در پیشگویی ها به کار میرود. جادوها ، نفرین ها ، کنترل های روحی و تمامی انحرافات تحت این علامت کار میکنند. این علامت روشنفکران است . به پول رایج ایالات متحده نگاهی بیندازید .این علامت اساس نظم نوین جهانی است.

 

 

 

 

 

 

 

Upside Down Cross صلیب وارونه: نشانه استهزاء و رد کردن مسیح میباشد. گردنبندهای آن توسط شیطان پرستان زیادی به کار میرود. این علامت را میتوان همراه خواننده های راک و روی آلبوم های آنها دید.

 

 

 

 

 

 

 

Goat Head   (سر بز): بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba'al بعل خدای باروی مصر باستان) ، بافومت ، خدای جادو ، scapegoat (بز طلیعه یا قربانی). این یکی از راههای شیطان پرستان برای مسخره کردن مسیح است زیرا گفته میشود که مسیح مانند بره ای برای گناهان بشر کشته شد.

 

 

 

 

 

 

 

 Anarchy (هرج و مرج): این علامت به معنای از بین بردن تمام قوانین میباشد. به عبارت دیگر " هرچه تخریب کننده است تو انجام بده " یعنی همان قانون شیطان پرستی . این علامت توسط پانک ها هوی متالها و راک ها به کار میرود.

 

 

 

 

 

 

Anti Justice   (ضدعدالت): تبر رو به بالا علامت عدالت روم قدیم بوده است که علامت واژگون شده آن نشانه ضدعدالت یا شورش و طغیان میباشد. فمنیست ها از دو تبر رو به بالا به معنی مادر سالاری باستانی استفاده مینمایند.

 

|+| نوشته شده توسط Alireza & Amir در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 ساعت 21:9 |