تبليغاتX
:: welcome to my destiny ::

This Stage Is Mine Metal Is My Destiny

 قسمت اخر
سلام دوستان بالاخره فعالیت دو نفره یه من و دادا علی هم تو این وبلاگ تموم شد .

از این به بعد این وب توش هیچ فعالیتی نمیشه .

من هم یه وبلاگ جدید تاسیس کردم خوشحال میشم یه سر بیاید

CORTCHET

تویه این وبلاگ فقط ترجمه یه شعر و دانلود  و پست هایه غیر عادی موجوده

دیگه خودم خسته شم از بیوگرافی و ......

امیدوارم بتونم یه کمک کوچیکی به جامعه یه متالر هایه ایران بکنم تو وبلاگ جدید

بدرور

امیر

|+| نوشته شده توسط Alireza & Amir در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 ساعت 23:2 |
 Arch Enemy : Biography

 

گروهی که معنای نامش اتمام پیشرو ، مخالف حقیقت و دشمن بزرگ میباشد ، Arch Enemy نمای فلسفه شورش و طغیان گروهی است که برای مبارزه در راه خود ، از قدرت موسیقی بهره گرفته اند. مسیر گروه توسط Michael Amott گیتاریست قبلی گروه Carcass ، شکل گرفت که تا آن زمان هیچ سبک خاصی را هنوز دنبال نکرده بود. در سال ١٩٩۶ ، گروه را با ملودی و لید گیتاریست خود به همراه برادرش Christopher Amott و درامر Daniel Erlandsson  و خواننده Johan Liiva ، شکل گرفت. در ابتدا یک کار Demo بیرون دادند ، که توسط شرکت Fredrik Nordstromِ تولید شده و به بازار روانه شد. بعد از آن ، کار اول گروه Black Earth ، به سبک سوﺋﺪیش دث متال بود. و بعد از آن Michael Amott و Fredrik Nordstrom با هم در سال ١٩٩۸ آلبوم Stigmata را تولید کردند ، که با این آلبوم گروه از نظر فن و تکنیک اجرا ، وارد مرحله جدیدی شد. با ورود بسیست گروه Sharlee D'Angelo شرکت Amott/Nordstromِ در سال ١٩٩۹ آلبوم Burning Bridges را عرضه کرد ، که Arch Enemy در این زمان به عنوان یک گروه مهم که دارای یک موسیقی پیچیده و انکار ناپذیر بود ، شناخته شد . و بعد از این آلبوم ، Arch Enemy در آمریکای شمالی در یک تور با Nevermore ، در اروپا با In Flames و Children Of Bodom و Dark Tranquillity ، و سه تور در ژاپن ، را همراهی کرد ، و نیز اجرا در  Dynamo Festival ، و نیز اجرا در Santiago و به همراه Hammerfall و نیز همکاری با Cradle Of Filth در لندن ، Michael Amott توانست با Arch Enemy به عنوان یک گروه پوششی ، گروه های زیادی را همراهی کند ، که امتیاز بسیار خوبی برای گروه به شمار میرفت.

با یک اتفاق کاملاً غیر منتظره ، Angela Gossow – یک خواننده کاملا گمنام در آلمان – جایگزین خواننده گروه Johan Liiva در سال ۲۰۰۱ شد و گروه را با اجرای آلبوم Wages Of Sin همراهی کرد ( تولید Fredrik Nordstrom و میکس Andy Sneap ) ، که اولین آلبوم با چنین سبکی بود که با صدای خشن و درنده خوی یک زن همراه بود. بعد از کمی Angela Gossow به عنوان یک خواننده معروف و شناخته شده در لوس آنجلس در سال ۲۰۰۲ در آمد. آلبوم در معرض تعریف و ستایش مداوم روزنامه ها قرار گرفته بود و وجود عکس روی جلد آلبوم Wages Of Sin در مجله های ملی در سراسر جهان ، باعث شد که Arch Enemy یکی از مدعیان در لیست "بهترین های ..." در آخر سال باشد ، و این عنوان زمانی بود که گروه همانند یکی از گروه های زیر زمینی متال در حال اجرای یک کار جدید بود. متال دیوانه واری که ورود آن "بیرحم ، منتخب و به طور کل چاشنی یک موسیقی پر هیجان و تکاپو که مورد قبول دوستداران این سبک قرار گرفت." کلماتی قوی و مشت هایی خونین بر ثبات آلبوم پافشاری میکرد "که مستلزم برخورداری از هر دو بود ، و صدای خشن Angela بود که به سان جوش و خروش دریا همانند فرو بردن سوزنی در گوش شما نمایان می شد و چشمان شما باور نداشت که این صدا از کجا می آید." که Angela Gossow به عنوان "نعمت نوید بخش سال" در میان گروه های متال معرفی شد. و آمریکای شمالی در مطبوعات خود به سرعت Arch Enemy را به عنوان پنج گروه اول با نشان "صدایی که حرفی برای گفتن دارد" در سال ۲۰۰۲ معرفی کرد. و این ادعا زمانی ثابت شد که گروه در حال اجرا در جشنواره بزرگ ژاپن ، جشنواره متال در  Milwaukee، جشنواره متال و هاردکور در نیو انگلاند ، و همکاری با تور گروه Nile در آمریکای شمالی و نیز تور خود گروه ، در آمریکای شمالی و شش روز اجرای مداوم کنسرت در ژاپن بود.

توفیق گروه زمانی حاصل شد تهیه کننده انگلیسی به نام Andy Sneap ، تولید آلبوم Anthems Of Rebellion را قبول نمود. Arch Enemy عمق احساسات و ذوق خود را آشکارا در این آلبوم به کار گرفت ، به همراه استعداد خدادادی Gossow در صدایش ، که به درستی زیبایی صدای Chuck Schuldiner از گروه Death و Jeff Walker از گروه Carcass را یکجا در جنجره خود جا داده است و از نظر تجاری ، اجرای گیتار برادران Amott و اجرای بی عیب و نقص D’Angelo و Erlandsson در بخش ریتم موسیقی ، توانست فروش خوبی را برای گروه به ارمغان بیاورد. تراک های Tear Down The Walls و Silent Wars که از نظر تلفظ به صورت شمرده خوانده شده و نیز تراک We Will Rise که همانند یک ندای هشیاری میباشد ، "یک اعلام جنگ با هر چیزی که با ما در جنگ است توسط یک نظام." و تراک Leader Of The Rats یادآور مکتب cynicism میباشد که نشان میدهد چقدر این مکتب احتیاج به این داشت که همیشه زندگی را از ظاهر آن مورد بررسی قرار دهد. و در پایان تراک Despicable Heroes انتقادی کوبنده از hypocrisy میباشد که آنها پیروی از رهبری میکنند که به پیروان خود خیانت کرده بود.

به هر حال Arch Enemy شجاعانه مسیری را دنبال کردند که در جهت ترقی سبک melodic death metal بود و در این راه انتقادات زیادی بر آنها گرفته شد. آنچه شما در آلبوم Anthems Of Rebellion می شنوید و احساس میکنید توانایی برای مبارزه تا سر حد مرگ میباشد ، همانند یک رهبر مبارز ، یک پیمان ناب از صداقت و وفاداری که یک بین دسته نوازنده و شنونده میباشد که با خون منعقد شده است و کسی نمی تواند این پیمان را از بین ببرد تا وقتی که نفس ظغیان گر داخل ما به همراه روح آرام شورشیان در کنار هم میباشد

--------------------------------------------------------------------------------------------

 کسانی که دوست دارن لوگو شون تو وبلاگ باشه بیان لینک لوگوشونو کامنت بزارن لوگویه این وب هم تا اخر همین هفته اماده میشه ....

-----------------------------------------------------------------

|+| نوشته شده توسط Alireza & Amir در جمعه هفدهم فروردین 1386 ساعت 21:29 |
 Swastika Archaeology

سلام - بابا دیگه امیر ترکونده با آپ های پشت سر هم داره به شما حال میده.

ما هم گفتیم یه حال اساسی به شما بدیم با این پست.

قبل از خوندن مطلب یه چند تا Mp3 و Video میزارم واسه دانلود که بیشتر حال کنید.

خبر جدید برای متالرها - لینک باکس متالر ها افتتاح شد هر چه زود تر ثبت نام کنید

Emperor - Inno A Santana - Mp3

Tool - Aenema - Video

Tool - Sober - Video

Tool - Hush - Video

Satyricon - Live At Quart Festival 2002

Anathema - Mine Is Yours - Mp3

Anathema - Hope - Mp3

 

Swastika Archaeology

باستان شناسی علامت صلیب شکسته ی آلمان نازی

يکي از کهن ترين و پيچده ترين نمادها نمادي ماقبل تاريخي و جهاني که بجز در افريقا

وسومر در تمام اسيا وتمدن دره سند پيش از ورود ارياييانديده شده است وپيروان

ايينهاي جين و بودا و هواداران ويشنو از آن بسيار استفاده کرده اند.

در امريکا اعم از شمالي و جنوبي قبل از ورود کلمب نمادي اصلي بود هيتيها انرا به

کرات به کار برده اند در کوزه گري cyprus (قبرس) و ترويا ديده شده است تقريبا در

اروپاي مرکزي شمالي و غربي ايسلند و اسکاتلند لاپلند فنلاند و ايرلند پيش از مسيحيت

وراهزنان مقيم اگلستان اين نماد وجود داشته است يعني هنگامي که بريجيت يا تازه عروس

را بين مشرکين تداعي ميکند.

تا چند قرن پيش از ميلاد مسيح صليب شکسته جزو نمادهاي مصر نبود در افريقاي مرکزي و

ميان رودان نيز ديده نشده بوداما حدس زده ميشود که هوروس چهار چهره و ساير ايزدان

چهار چهره نماد صليب شکسته هستند گو اينکه کنت گابل د الويلا تصور نموده که صليب

شکسته و صليب دسته دار و ديسک بالدار در اصل يک نماد هستند و بنابراين جهان باستان

از حيث نماد گرائي به دو ناحيه تقسيم شده اندوبا هم مانعت الجمعند پس صليب شکسته

نمادي جهاني است.

در کل جهان به جز پارس صليب دسته دار و دايره بالدار هرگز جاي شايسته خودشان را

بدست نياوردند .

در نقش نماد باستاني اريايها پنداشته شده که مظهر غير تمثالي خداي متعالي انهاست

خورشيد و ديائوش ايزد اسمان اصولا به صورت نماد خورشيد پذيرفته شده است زيرا که به

کرات همراه ديسک خورشيدي امده است.

به هر حال نماد گرائي دقيق ان ناشناخته است اين نماد به معني خورشيد گردان چرخ

نوراني خورشيد نيمروزي ارابه خورشيد قطب و گردش ستارگان گرد آن چهار جهت اصلي چهار

حالت ماه چهار باد و چهار فصل حرکت گردباد حرکت گردشي جهان مرکز قوه فعال متحرک

تکثير دوائر و گردش چرخ حيات به کار رفته است صليب همان چهار سوئي است که نيروي

گردان خورشيدي را به دايره مبدل ميسازد يعني مربع به دايره و دايره به مربع تبديل

ميشود صليب در نقش خطوط عمودي و افقي مظهر روح و ماده وچهار درجه هستي است.

احتمالا صلب شکسته شکل ساده شده انسان نيز هست پا دو پا و دو بازو همينطور اتحاد

اصلهاي نرينه و مادينه پويائي و ايستائي تحرک و سکون هماهنگي و تعادل دو مرحله مکمل

حرکت يعني گريز از مرکز و گرايش به مرکز دم و باز دم دوري از مرکز و بازگشت به ان

اغاز و انجام. علاوه بر اين احتمالا نوعي هزار تو نيز ميباشد نوعي اب جاري يا نمايش

احتمالي اذرخش چند شاخه ترکيبي از دو z که اذرخش را تصوير ميکند يا دو چوب اتش زنه

و حرکت چرخشي چرخ اتش يا دو چوبه خميده که شاهبانوي ودائي آراني براي براي درست

کردن اتش در دست دارد يا الف قبالائي نماد حرکت ابتدائي نسيم بزرگ اشفتگي چرخان

درون مرکز افريننده يا شکل مضاعف خورشيد مار اسکانديناويائي. پندارهاي ديگر انکه

صليب شکسته از تقاطع پيچها يا نوعي صليب تي شکل بوجود امده است. همچنين تصور ميشد

که نماد تسليم و اطاعت استزيرا حالت دستهائي را دارد که به منظور اعلام اطاعت به

صورت متقاطع روي سينه قرار گرفته است. صليب شکسته هم در کنار ايزدان و هم در کنار

ايزد بانوان هر دو ظاهر ميشود. وجودش همراه با اصل مونث اين حدس را به ذهن متبادر

ميسازدکه مظهر چهار اهله ماه است اما در اصل تدائي گر نمادهاي مولد و خورشيدي مانند

شير قوچ اهو اسب پرندگان و نيلوفر ابي است. اين نمادها در محرابها حرکتهاي نمايشي

جامه هاي مذهبي خاکستردانهاي جسد سبوها کوزه ها ظروف سلاحها سپرها لباسهاوسکه ها

ديده شده استهمينتور روي چرخهاي نخريسي جائي که احتمالا محل حرکت چرخشي دوک نخريسي

را نشان ميدهد. در همه اين موارد صليب شکسته نماد نيکروزي شگون نيکخواهي تبرک طول

عمر باروري سلامتي و زندگي است. صليب شکسته به دو صورت است که نمادهاي نرينه مادينه

خورشيدي و ماهي است حرکت عقربه هاي ساعت و عکس ان و نيز دو نيمکره نيروهاي اسماني

وجهان زيرين خورشيد طالع و بهاري خورشيد نازل و پاييزي را نشان ميدهد. شاهد اين

مدعا که صليب شکسته معکوس مونث است ان که در پيکرههاي ارتميز و استارته نشان داده

شده استدر اين پيکره ها صليب شکسته روي مثلث فرج تصوير شده است. در چين دو صليب

شکسته مظهر يين و يانگ هستند گاهي صليب شکسته متقاطع گره هاي سليمان خوانده شده است

و نماد بيکرانگي و غير مدرک بودن الوهيت است. صليب شکسته اي که به کليد منتهي ميشود

نمادهاي کليد را نيز ميپذيرد.

نام اين نماد (Swastika) از زبان سانسکريت مشتق شده است. عبارت Su به معناي "خوب" و

عبارت Vasti به معناي "وجود" است و ترکيب آن ها را مي توان چيزي شبيه به "خوش

زيستي، رفاه، سلامتي" ترجمه کرد. به همين دليل در هند اين نماد به عنوان طلسم

باروري و شانس استفاده مي شود. حتي در اوايل قرن حاضر نيز اين نماد به عنوان نماد

شانس در کارت هاي پستي استفاده شده و حتي در جنگ جهاني اول صليب شکسته نشانه روي

دوش لشکر چهل و پنجم آمريکا بوده است

|+| نوشته شده توسط Alireza & Amir در جمعه دهم فروردین 1386 ساعت 13:56 |
 ُPersian Metal SCAR3CROW

سلام بچه ها امروز اومدم اخرین پست این وب رو در سال ۸۵ بنویسم و اولین پست ۸۶ رو هم قراره دا دا

علی زحمتشو بکشه

بالاخره اهنگ های مهدی هم تموم شد کارش و البوم تکمیل شد .

دانلود البوم مردگان از مهدی SCAR3CROW

مرگ Smiley

=>

http://scar3crow.persiangig.com/audio/1.Marg.mp3

!

!

کجایید یاران؟ Smiley

=>

http://scar3crow.persiangig.com/audio/2.Kojayid%20Yaran.mp3

!

!

ایران و اسراییل Smiley

=>

http://scar3crow.persiangig.com/audio/3.Iran%20%26%20Israel.mp3

!

!

آتش عدالت Smiley

=>

http://scar3crow.persiangig.com/audio/4.Atash%20E%20Edalat.mp3

!

!

درخت تنها Smiley

=>

http://scar3crow.persiangig.com/audio/5.Derakht%20E%20Tanha.mp3

!

!

از تولد تا جهنم Smiley

=>

http://scar3crow.persiangig.com/audio/6.Az%20Tavalod%20Ta%20Jahanam.Wav.mp3

-----------------------------------------------------------------

باید بگم که مهدی خداییش روی این البوم خیلی زیاد کار کرده حیفه دانلود نکنید من بهتون پیشنهاد میکنم اهنگ های ( از تولد تا جهنم)و (درخت تنها) رو حتما دانلود کنید

-----------------------------------------------

دوستان توجه کنن سر و کله یه یه عوضی پیدا شده اینجا این احمق ها خیال میکنن کین ؟

متاسفانه وبلاگ ما هم مثل وبلاگ دادا کسری ومهدی و .... گرفتاره یک کثافت به نام موسی شده بچه ها امیدوارم بهش محل نظارید راهشو بکشه بره احمق

 

 

امیدوارم سال 86 سالی پر بار و عالی برای همتون باشه

|+| نوشته شده توسط Alireza & Amir در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 20:57 |
 West Choppers Coast

سلام بر همه ی متالر ها  اومدم یه مطلب جالب ریشه در تاریخ داره . . .

به ارم زیر خوب دقت کنید:

 

به نظر شما این ارم شبیه چیه؟

این تصویر تصویر چهار تا تبر که کنار هم گذاشته شده  . . . این نشان همه رو یاده ادولف هیتلر میندازه

چون این نشان نشان اهدایی اون به افسران خودش بود

اما این نشان چگونه تشکیل شد ؟ در حدود ۲۴ سال قبل از جنگ جهانی دوم ۴ نفر از به ۴ تن از بزرگان

یهودی حمله میکنن و با تبر اون ها رو تکه تکه میکنن به طوری که بعد از قتل تبر ها رو تو همون صحنه

میزاشتن بعد از این که ادولف هیتلر به قدرت رسید از اونجایی که اون مرد بزرگ از یهودی و یهودیت متنفر

بود این نشان رو به سربازی میداد که ۴ یهودی رو بکشه

و طی مراسم خواصی در    ۱۶   نوامبر از انان تشکر به عمل میاورد ( ۱۶ نوامبر روز ضد یهودیت در المان اون زمان بود)

الان هم هنوز این ارم رو تو کشور هایی مثل المان .سوئد.اتریش.هلند و . . . طرفدار داره و بهش عمل میشه

 

امیدوارم براتون جالب بوده باشه بچه ها . . . .

به امید روزی که هیچ یهودی توی این کره ی خاکی نباشه و از نژاد کثیفشون خبری نباشه 

|+| نوشته شده توسط Alireza & Amir در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 ساعت 20:15 |
 حتما" بخونید

سلام امروز بعد آپ های امیر داداش با یه آپ خفن اومدم این مقاله ی پایینی رو که میبینید در مورد شیطان پرستی براتون از دانشنامه ی بین المللی ویکی پدیا براتون گذاشتم

این آپ رو بیشتر برای اون کوته فکر هایی گذاشتم که میگن متال یعنی شیطان پرستی

لطفا اگه وقت ندارید همشو بخونید حداقل 3 جمله ی آخر این مقاله رو حتما" بخونید

 

شیطان پرستی یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی میپندارند. آنها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک می‌‌دانند. شیطان پرستی را در گروه "راه چپ" مخالف با "راه راست" طبقه بندی می‌کنند. دست چپی‌ها به غنی سازی روحی خود در جریان کارهای خودشان معتقدند. و بر این باورند که در نهایت باید تنها به خود جواب پس دهند. در حالی که دست راستی‌ها غنی سازی روحی خود را از طریق وقف کردن و بندگی خود در مقابل قدرتی بزرگ‌تر بدست می‌‌آورند. لاوییان‌ها در واقع خدایی از جنس شیطان و یا خدایی دیگر را برای خود قائل نیستند. آنها حتی از قوانین شیطان نیز پیروی نمیکنند. این جنبه اعتقادی آنها به طور مکرر به اشتباه نادیده گرفته می‌شود و عموماً آنها را افرادی میشناسند که شیطان را به عنوان خدا پرستش می‌کنند.

شیطان پرستی به جای اطاعت از قوانین خدایی یا قوانین طبیعی و اخلاقی، عموماً بر پیشرفت فیزیکی خود با راهنمایی‌های موجودی مافوق یا قوانینی فرستاده شده تمرکز دارد. به همین دلیل بسیاری از شیطان پرستان معاصر از باورها و گرایش‌های ادیان گذشته اجتناب می‌کنند و بیشتر گرایشات خودپرستانه دارند. به گونه‌ای که خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی می‌بینند و بیشتر شبیه به مکاتبی چون ماده‌گرایی و یا خودمحوری و جادومحوری هستند. به هر حال بعضی شیطان پرستان به طور داوطلبانه بعضی از قوانین اخلاقی را انتخاب می‌کنند. این یک جریان وارونه سازی را نشان می‌دهد. بر این مبنا شیطان پرستان به دو گروه اصلی شیطان پرستان فلسفی و شیطان پرستان دینی تقسیم بندی می‌شوند.

تاریخچه

مفهوم شیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته است. در اصل در سنت مسیحیان جودو، شیطان به عنوان بخشی از آفرینش دیده شده است که در برگیرنده قانونی است که می‌تواند در مقابل خواست خداوند مخالفت کند و با اختیار تام خود، قادر است مبارزه طلب باشد. (یادآور یکی از تفسیرهای یهودی که می‌گوید تنها زمانی که پتانسیل توانایی تخلف از خواست خدا را داشته باشید و با او مخالفت نکنید موجودی بسیار خوب خواهید بود) در خلال قرنها این مفهوم به مخالفت صرف علیه خداوند تحریف شده است.

این دیدگاه که هرچیزی نقطه مقابل خود را دارد و خداوند (تماماً خوب) باید یک نیروی خدای بد (شیطانی) نیز در مقابلش باشد (بسیار از الهه‌های قدیمی نیز این نیروهای بد را در خود داشته اند، به طور مثال تمدن مصر باستان نیز چنین باوری را داشته است).

با گسترش دین مسیحیت و بعد از آن اسلام، که هردو پیروان بسیاری بدست آوردند و یک رستگاری اعلا را برای خود قائل هستند و به زندگی بعد از مرگ اعتقاد دارند، و در میان آموزه‌های آنها شیطان وجود دارد و در همه جهان‌بینی‌های الهی، شیطان سعی دارد خداوند را تحلیل برد و خراب کند.

با رشد رو به جلوی جامعه از دوران اصلاحات به دوران روشنفکری (قرون 17 و 18)، مردl در جوامع غربی به پرسش سوالاتی راجع به شیطان کردند و این شیطان نیز در پاسخ به تدریج بزرگ و بزرگ‌تر شد، لذا شیطان پرستی به صورت یک رسم که با رسوم دینی گذشته مخالفت دارد ظهور پیدا کرده.

به علاوه شیطان پرستی برمبنای آموزه‌های مخالف دین‌های ابراهیمی به مخالفت با خدای ابراهیمی پرداخته است. قدیمی‌ترین شاهد ثبت شده راجع به این واژه (شیطان پرستی) در کتاب "تکذیب یک کتاب" توسط توماس هاردینگ (1565) به چشم میخورد که در آن از کلیسای انگلیس دفاع می‌کند: "در خلال زمانی که مارتین لوتر برای اولین بار فرقه ملحد و شیطان پرست خود را به آلمان آورد،...". در حالی که مارتین لوتر خود هرگونه ارتباطی را بین آموزه هایش و شیطان نفی کرد. شیطان در یهودیت، مسیحیت، اسلام و آیاواشی کلمه شیطان در ابتدا از دین یهود آمده و در مسیحیت و اسلام تکمیل یافته است. این نگاه یهودی-مسیحی-اسلامی از شیطان می‌تواند به موارد زیر تقسیم شود:

یهود: شیطان در یهودیت، در لغت به معنای "دشمن" یا "تهمت زننده" است. و همینطور نام فرشته‌ای است که مومنین را مورد محک قرار می‌دهد. شیطان در یهود به عنوان دشمن خدا شناخته نشده است بلکه یک خادم خدا است که وظیفه دارد ایمان بشیریت را مورد آزمایش قرار دهد.

اسلامی: کلمه شیطان در عربی "الشیطان" به معنای خطاکار، متجاوز و دشمن است. این یک عنوان است که معمولاً به موجودی به نام ابلیس صفت داده می‌شود. ابلیس یک جن بوده است که از خدا نافرمانی کرده است لذا من طبع توسط خدا محکوم شده است که به عنوان منبعی برای گمراهی انس و جن باشد و ایمان آنها را برای خدا بسنجد.

مسیحیت: در بسیاری از شاخه‌های مسیحیت، شیطان (در اصل لوسیفر) قبل از آنکه از درگاه خدا ترد شود، یک موجود روحانی یا فرشته بوده که در خدمت خداوندگار بوده است. گفته می‌شود شیطان از درگاه خداوند به دلیل غرور بیش از حد و خودپرستی ترد شده است. همینطور گفته شده است است شیطان کسی بوده است که به انسان گفته است می‌تواند خدا شود، و موجب معصیت اصلی انسان در درگاه خدا شده است و در نتیجه از بهشت عدن اخراج شده است. از شیطان در کتاب یونانی "دیابلوس" به عنوان روح پلید (Devil) نیز نام برده شده است که به معنای "تهمت زننده" یا "کسی که به ناحق دیگران را متهم می‌کند". واژه Devil از فعلی به معنای "پرت کردن" یا "انتقال دادن" نشئت گرفته شده است. در حالی که لاوی ادعا کرده است که این واژه از زبان سانسکریت "devi" مشتق شده و به معنای الهه است (گرچه این ادعا نادرست به نظر می‌‌آید)

آیاواشی: "آکیلاتریراتو آمانای" منبع اسطوره‌شناسی آیاواشی و کتاب دینی آیاواشی، راجع به "کرونی" که یک موجود شیطانی است سخن گفته است. این موجود به 6 قسمت قطعه قطعه شده است و هر قسمت در جهان با نام‌های "راوانا" , "دوریودهانا" و ... متولد شده اند.

انواع و رویکردهای شیطان پرستی

شیطان پرستی فلسفی

به طور غیر رسمی و گسترده‌ای این شاخه از شیطان پرستی را منتسب به آنتوان شزاندر لاوی می‌دانند. او کسی بود که کلیسای شیطان را تأسیس کرد (اولین سازمانی که از لغت شیطان پرستی فلسفی استفاده نمود)، در نظر شیطان پرستان فلسفی، محور و مرکزیت عالم هستی، خود انسان است، و بزرگ‌ترین آرزو و شرط رستگاری این نوع از شیطان پرستان برتری و ترفیع ایشان نسبت به دیگران است. شیطان پرستان فلسفی عموماً خدایی برای پرستش قائل نمیدانند و به زندگی غیر مادی بعد از مرگ نیز عقیده‌ای ندارند (اگرچه بایدی هم برای نبود آن ندارند) به هرحال زندگی این گروه از شیطان پرستان عاری از روحیه مذهبی و معنویت نیز نیست.

در نظر شیطان پرستان فلسفی، هر شخص خدای خودش است. آنها با تکیه بر عقاید انسانی وابسته به دنیا، مطالب مربوط به فلسفه عقلانی را خار میشمارند و به آنها به دید ترس از مسائل ماوراء الطبیعی می‌‌نگرند. و تنها به وسیله آن، یک زندگی عقیم و تنها بر مبنای "جهان واقعی" را تشکیل می‌دهند. به طور شفافی، آموزه‌های شیطان پرستان فلسفی قدمتی بیشتر از کلیسای لاوی دارد. اگر چه این تصوری از شیطان است، ولی با موقعیت واقعی او تقابل دارد. چرا که این تعالیم از آموزه‌های یهودی-مسیحی نشئت گرفته است و شیطان را بدلیل خصوصیاتش پلید نگاشته است.

شیطان پرستان لاویی

این نوع از شیطان پرستی بر مبنای فلسفهٔ آنتوآن لاوی که در کتاب "انجیل شیطان" و دیگر آثارش آمده است تشکیل شده است. لاوی موسس کلیسای شیطان (1966) بود و تحت تأثیر نوشته‌های فردریک نیچه، آلیستر کرالی، این رند، مارک د سید، ویندهام لویس، چارلز داروین، امبروس بیرس، مارک تواین و بسیاری دیگر بوده است. "شیطان" در نظر لاوی موجودی مثبت بوده در حالی که تعالیم خداجویانه کلیساها را مورد تمسخر قرار داده و به مسائل جهان مادی نیز اعتنایی نداشت.

یک شیطان پرست لاویی، خود را خدای خود میداند، آیین مذهبی این گروه از شیطان پرستان بیشتر شبیه به فلسفه میجیک کراولی با دیدی جلوبرنده به سمت شیطان پرستی است. یک شیطان پرست لاویی مدعی آن است که کسانی که خودشان را با شیطان پرستی هم ردیف می‌دانند نباید به طرز فکر گروهی خواص وفادار باشند و آنها را از لحاظ اخلاقی قبول نداشته باشند. و در ازای آن گرایشات انفرادی داشته باشند و من تبع باید به طور دائمی یک سر و گردن بالاتر از کسانی باشند که خود را از لحاظ اخلاقی، قوی می‌دانند. و در بشر دوستی ]گمراه[ خود، بدون تامل عمل کنند.

شیطان پرستی دینی

گرایشات شیطان پرستی دینی اغلب مشابه گرایشات شیطان پرستی فلسفی است، گرچه معمولاً پیش نیازی برای خود قائل می‌شوند و آن پیشنیاز اینست که شیطان پرست اول باید یک قانون ماوراء الطبیعی را که در آن یک یا چند خدا تعریف شده است که همه شیطانی هستند یا به‌وسیله شیطان شناخته می‌شوند. شیطانی که در گروه اخیر تعریف شده است می‌تواند تنها در ذهن یک شیطان پرست تعریف شود یا از یک دین (معمولاً قبل از مسیح) اقتباس شوند.

بسته به اینکه کدام نوع شیطان پرستی مد نظر باشد، خدا (یا خدایان) می‌توانند از انواع مختلفی از معبودها باشند، بعضی از آنها از ادیان بسیار قدیمی نشئت گرفته شده اند، انواع معمول شیطان پرستی از خدایانشان را از ادیان قدیمی مصر باستان و بسیاری از الهه‌های باستانی بین‌النهرینی و بعضا از الهه‌های رومی و یونانی (به عنوان مثال مارس-خدای جنگ) اقتباس کرده اند. بقیه شیطان پرستان ادعای پرستش خدای اصلی را دارند ولی بیشتر شیطان پرستان می‌گویند خدای معبود آنها در واقع قدمت بسیار قدیمی دارد، شاید از دوران ماقبل تاریخ و شاید اولین خدایانی باشد که توسط انسان مورد پرستش قرار گرفته است (گرچه چنین ادعایی غیر قابل بررسی است)

مابقی گروه‌ها تعبیری سخت گیرانه تر از اینها را میپرستند: آنهایی که سیمای فرشتهٔ سقوط کرده از انجیل مسیحی را میپرستند، در حالی که بسیاری که آن را به عنوان شر، طبق تعریف کلیسای مسیحی، میپندارند. این گروه در مقابل آن را به عنوان محق و کسی که در مقابل خدا شورش کرده است قبول دارند. تمام این ادیان با هم وبا شیطان پرستان فلسفی مشترک هستند چرا که خود شخص را در اولویت اول قرار داده اند. این نظریه نیز معمولاً توسط کسانی که خدا را به دید شیطانی مینگرند (کسانی که دیده شده است اشخاص را به آزادی اندیشه تشویق می‌کنند و تلاش می‌کنند خود را به‌وسیله فلسفه‌هایی چون میجیک و فلسفه‌های مشابه "تمایل به قدرت" نیچه بالا بکشند) حمایت شده است. یک پند رایج شیطانی به این معلول اینست که: "هر خدای ارزشمندی بهتر است به جای یک برده پست و بخاک افتاده، یک شریک در قدرت خود داشته باشد."

یک مثال از این مطلب، شیطان ابراهیمی است، مانند ابلیسی که در کتاب تورات آمده است و بشریت را به چیدن میوه درخت شناخت خوب از بد تشویق می‌کند:" تو مطمئنا نمیمیری: چرا که خدا در همان روزی که این کار را کنی از آن خبر خواهد داشت، سپس چشمانت باز خواهد شد و شماها مانند خدا خواهید شد و خوب را از شر تشخیص خواهید داد". با این استفاده از این مفهوم، شیطان پرستان خود را بهتر از هر خدای دیگری، دارای قدرت تشخیص خوب از بد میپندارند. از آنجا که این گروه از شیطان پرستان خود را بسیار قدیمی و قدیمی تر از بقیه می‌دانند، نام "شیطان پرستان سنتی" را بر خود گذاشته‌اند و به شیطان پرستان فلسفی، "شیطان پرستان معاصر" می‌‌گویند.

شرپرستان

این فرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط می‌شوند. این نوع شیطان پرستان معمولاً متهم هستند که به اعمالی از قبیل "خوردن نوزادان"، "کشتن گوسفندان"، "قربانی کردن دختران باکره" و "نفرت از مسیحیان" هستند. این طرز فکر در کتاب "مالیوس مالیفیکاروم" دسته بندی شده است.]کتابی که در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا (1490) تالیف شد و در واقع هرگز به طور رسمی مورد استفاده قرار نگرفت، کتاب حاوی مطالب خرافی از جن گیری و جادوگری و مطالبی از این دست است. ترجمه لغوی نام کتاب پتک جادوگران است[

فلسفه شیطانی

شیطان در 9 جمله شیطانی منسب به لاوی خلاصه می‌شود:

شیطان می‌گوید دست و دلبازی کردن بجای خساست.

شیطان می‌گوید زندگی حیاتی بجای نقشه خیالی و موهومی روحانی

شیطان می‌گوید دانش معصوم بجای فریب دادن ریاکارانه خود.

شیطان می‌گوید محبت کردن به کسانی که لیاقت آن را دارند بجای عشق ورزیدن به نمک نشناسان

شیطان می‌گوید انتقام و خونخواهی کردن بجای برگرداندن صورت ]اشاره به تعالیم مسیحیت که می‌گوید هرگاه برادی به تو سیلی زد، آن طرف صورتت را جلو بیاور تا ضربه‌ای به طرف دیگر بزند[

شیطان می‌گوید مسئولیت پذیری در مقابل مسئولیت پذیران بجای نگران بودن خون آشام‌های غیر مادی

شیطان می‌گوید انسان مانند دیگر حیوانات است، گاهی بهتر ولی اغلب بدتر از آنهایی است که روی چهار پا راه میروند، بدلیل آنکه انسان دارای خدای روحانی و پیشرفت‌های روشنفکرانه، او را پست‌ترین حیوانات ساخته است.

شیطان تمام آن چیزهایی که گناه شناخته می‌شوند را ارائه می‌دهد، چون که تمام آنها به یک لذت و خوشنودی فیزیکی، روانی یا احساسی منجر می‌شوند.

شیطان بهترین دوست کلیساست چرا که در میان تمام این سالها وجود شیطان دلیل ماندگاری کلیساها است.

و در مقایسه با این جملات، لاوی 9 گناه شیطانی را نیز نام برده است: حماقت، ادعا و تظار، نفس گرایی (انتظار بازپس گرفتن از دیگران، آنچه به آنها داده اید)، خود را فریب دادن، پیروی از رسوم و عقاید دیگران، روشن بینی نا کافی، فراموش کردن ارتدکسی گذشته (به طور مثال، قبول کردن چیزی قدیمی در بسته بندی جدید، به عنوان نو)، غرور و افتخار بی حاصل (مانند غروری که هدف شخصی را از درون می‌‌پوساند) و کمبود محسنات ! یادداشت: Solipsism می‌تواند به یک طرز فکر معرفت‌شناسی منسب به دیسکارت نیز گفته شود، که در آن به افراد پیشنهاد می‌شود که تنها کسی هستند که می‌توانند وجود چیزی را تجربه کنند و هرچه دیگران می‌گویند تنها خیال و وهمی از تصورات خودشان است.

او (لاوی) سپس 11 قانون شیطانی را نیز وضع کرد، که در حالی که نظام نامه‌ای اخلاقی نیست، ولی راهنمایی‌های کلی برای زندگی شیطان پرستی را ارائه کرده است:

هرگز نظراتت را قبل از آنکه از تو بپرسند بازگو نکن.

هرگز مشکلاتت را قبل از آنکه مطمئن شوی دیگران میخواهند آن را بشنوند بازگو نکن.

وقتی مهمان کسی هستی، به او احترام بگذار و در غیر این صورت هرگز آنجا نرو.

اگر مهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بیرحمی رفتار کن.

هرگز قبل از آنکه علامتی از طرف مقابلت ندیده‌ای به او پیشنهاد نزدیکی جنسی نده.

هرگز چیزی را که متعلق به تو نیست برندار، مگر آنکه داشتن آن برای کس دیگری سخت است و از تو میخواهد آن را بگیری.

اگر از جادو به طور موفقیت آمیزی برای کسب خواسته هاید استفاده کرده‌ای قدرت آن را اعتراف کن. اگر پس از بدست آوردن خواسته هایت قدرت جادو را نفی کنی، تمام آنچه بدست آوردی را از دست خواهی داد.

هرگز از چیزی که نمیخواهی در معرض آن باشی شکایت نکن.

کودکان را آزار نده.

حیوانات -غیر انسان- را آزار نده مگر آنکه مورد حمله قرار گرفته‌ای یا برای شکارشان.

وقتی در سرزمینی آزاد قدم بر میداری، کسی را آزار نده، اگر کسی تو را مورد آزار قرار داد، از او بخواه که ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش کن.

نقد شیطان پرستی

گرچه بیشتر نقدها از ناحیه ادیان بزرگ صورت میپذیرد، ولی بیشترین انتقادات به شیطان پرستی از طرف مسحیان شکل می‌گیرد. در این راستا مباحث سودمندی مطرح هستند.

این ادعا که شیطان پرستی به طور صرف یک دین و فلسفه است در کنار معنای ضد آن تعریف می‌شود که چه چیزی به عنوان ریاکاری، حماقت و خطاهای مسیر اصلی فلسفه‌ها و ادیان ضعیف عمل می‌کند. همچنین این مباحث ادراک معنی و طبیعت شیطان یا عبادت او را از ادبیاتی که معمولاً ضد شیطان است شکل گرفته است.

بسیاری از شیطان پرستان، شیطان را به عنوان یک نیروی سرکش معرفی می‌کنند. به هرحال آنها ادعا می‌کنند چنین هویتی بر مبنای قبول کردن اینکه شیطان موجودی یا قدرتی افضل است شکل می‌گیرد.حال گفته می‌شود با توجه به اینکه شیطان به عنوان موجودی شناخته می‌شود که با خداوند مخالفت می‌کند، در صورت قبول کردن او به عنوان راهنما، باید با خودش نیز مخالفت کرد. (تناقض)

عالمان مسیحی بر این باورند که نمی‌توان هرگز از شیطان طبعیت نکرد (هیچ کس معصوم نیست) چرا که آنها باور دارند شر انسانی یک تلاش بیفایده برای انجام دادن کارهای خوب است (به طور مثال، برای رستگاری یا کسب امنیت برای خود، حتی با این شرط که به دیگیران ضرر رساند). حتی کسانی که از فلسفه خوش پرستی طبعیت می‌کنند، تلاش می‌کنند چیزهایی که به عنوان خوبی فقط برای خودشان شناخته شده‌اند را بدست آورند. این فلسفه دانان ادعا می‌کنند نتیجه این فلسفه اگر با قوانین خداوندگار تطابق نداشته باشند، تنها رنج، سردرگمی، انزوا و نا امیدی به همراه خواهد داشت.

شیطان پرستی یک "سراب فلسفی" و "علم بیان سنگین" است. چرا که گفته می‌شود لاوی در استفاده از لغاط تبحر خواستی داشته است. شیطان پرستی یک طلسم کم ژرفای عقلانی از خدای ساخته شده توسط بشر است.

"انسان موجودی اجتماعی است و به انسان‌های دیگر احتیاج دارد". بعضی‌ها عقیده دارند شیطان پرستان درک اشتباهی از استقلال داشته‌اند و آن را به تنهایی تعبیر کرده اند. استقلال می‌تواند شما را قوی تر کند ولی این غیر ممکن است شما به تنهایی خدا باشید. آنها بر این باورند که اگر کسی خود را خدا معرفی کند و ضمن استفاده از لایق دانستن خود، می‌توان به عدم پذیرش حقیقت منجر شود.

یکی از نقدهای کاربردی تر شیطان پرستی اینست که ضمن این که شیطان پرستی معمولاً خود را به عنوان راه نجاتی برای توده‌های تسلیم شده مردم در مقابل دین‌های اصلی معرفی می‌کند، بر شایستگی‌های آنها در بی نیازی از دیگران و انزوا گرایی تاکید می‌کنند و انزوا گرایی می‌تواند به سوء استفاده‌های مختلفی ناشی شود – که معمولاً نیز چنین است. چرا که طبیعت انزواگرایانه شیطان معمولاً در بازخورد جوامع ناکارمد است. و برای جبران این خلا از قوانین ادیان سنتی استفاده کرده است.

فرقه‌های غیر شیطان پرستانه بسیاری از گروه‌ها به اشتباه به عنوان گروه‌های شیطان پرستی در نظر گرفته می‌شود.به طور کلی دو تعریف برای گروه‌های شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد:

هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از مفاهیم غیر طبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند، که معمولاً از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد می‌کنند. و آن را منتسب به طبیعت "حقیقی" انسان مینامند.

گروه‌هایی که از دین مسحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده است قبول ندارند.

تعریف دوم، معمولاً توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار می‌گیرد و بر مبنای این تعریف بسیاری از گروه‌ها را شیطان پرست مینامنند. این بنیاد گرایان بیشتر دین‌های کافر جدید (مثلاً ویکا یا استرو) را با استفاده از این تعریف شیطان پرست مینامند.

طبق این تعریف به ندرت از دین‌هایی مانند اسلام و یهود و فرقه‌های مسیحیت به عنوان شیطان پرست تعبیر می‌شود. چنین گروه‌هایی که دین‌های گذشته را شیطان پرست بنامند بسیار کم است، مانند فرقه مورمون‌ها یا چند فرقه کوچک دیگر. البته شنیده شده است که بعضا کاتولیک ها، پروستان‌ها را نیز شیطان پرست نامیده‌اند و یا بالعکس ولی چنین خطابی خیلی به ندرت اتفاق می‌‌افتد.

حرکت دیگری که به اشتباه به عنوان شیطان پرست شناخته شده است، گروه‌های هوی متال موسیقی است. گرچه گروه‌هایی وجود دارند که به دلایلی چند از شبیه سازی‌های شیطانی استفاده می‌کنند ولی عمده گروه‌های متال/راک ارتباطی با یکی از انواع شیطان پرستی ندارند.

|+| نوشته شده توسط Alireza & Amir در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 ساعت 13:58 |
 BLACK METAL & PERSIAN METAL : DOWNLOAD

سلام دوستان امروز میخوام از چند تا باند مطرح بلک و شهریارو ...  اهنگ برای دانلود بزارم یه چند وقتی بود هیچ چیزی برای دانلود نمیزاشتیم .

اما میخواستم دیشب اپ کنم که نشد اما چرا نشد؟

دیشب من تو کافی نت بودم اهنگ ها همشون اپلود شده بودن رفتم که پست رو بنویسم

یک دفعه مامور های خود شیرین عوضی اومدن برای چک کردن سیستم های کافی نت به من گفت برو

۲ ساعت دیگه بیا من دوباره ساعت ۸ رفتم بویه پلم شدن مغازه میومد . . .

دوستم (سرور کافی نت ) میگفت یه چیزی مثل فلش میزدن به سیستم ها بعد هرچی از اول تو هارد

ریختی برمیگشت توش حتی اونایی که پاک کردی امروزم قبل از این که بیام اینجا رفتم دیدم پلمش کردن

 مغازه رو اخه یکی نیست بگه با این کارا میخوایید جلویه مردم رو بگیرید مردم هزار راه دیگه با هزار ترفند

دیگه بلدن این کارا رو بکنن . . .    بگذریم . . . . . . . . . .

اهنگ ها از باند های Arch Enemy , Katatonia , Graveworm,و شهریاره

 

ARCH ENEMY / Dead Buy their dead

--------------------------------------------------

KATATONIA / Murder

----------------------------------

Graveworm / Renaissanc In Blood

--------------------------------------------------

Graveworm / Thorns of desolation

--------------------------------------------

این دو تا اهنگ هم از دو تا البوم شهریار به نظر من فقط همینا خوب بودن از البومش

Shahryar / Faryad

---------------------------

Shahryar / Shahvat

---------------------------------------

خوب این از دانلود ها امیدوارم خوشتون اومده باشه و استفاده کنید . 

اما بچه ها من چند وقته تو کف یه چیزی موندم من الان ۷  --- ۸  ساله که دارم متال گوش میدم و متالر

 های زیادی دیدم اما  چند وقت پیش داشتم با دا دا اشکان می چتیدم .

عکس خواهر زادش گوشه یه پی امش بود . ۵ ---۶   سالشه اسمشم مانی یه دا دا اشکان میگفت عاشق Korn اا  هی

میاد پهلوش میگه کرن بزار من عکسشو میزارم چون برای خودم خیلی جالب بود متالر ۵ -- ۶ ساله . . .

میگم بزرگ بشه یه پا متالر خداا میشه برای خودشااااا. . .

 

Mani

 

 

|+| نوشته شده توسط Alireza & Amir در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 ساعت 16:31 |
 خبر هایی که قول داده بودم . . .
سلام بچه ها امروز همون طوری که قول داده بودم با یه سری خبر اومدم

 

* اولین خبر : وکال باند Mayhem که الان اسمش یادم نیست باید ببخشید که در سال ۲۰۰۲  به جرم قتل یکی از گیتاریست ها دست گیر شد. و به زندان افتاد در یکی از مصاحبه هاش اعلام کرده بود که اگر از زندان ازاد بشم Marilyn Manson  رو هم میکشم حالا دیگه نمیدونم راسته یا دروغ ؟

*دومین خبر : این خبر اگر چه قدیمیه اما ارزش داره / در سال ۱۹۸۶ که کلیف برتون به طرز مشکوکی فوت شد /

میدونستید باند متالیکا ۵ ماه فعالیت خودش رو متوقف کرده بود و جیمز و بقیه دنبال دادگاه کلیف بودن که اعضای باند از پلیس راه شکایت کرده بودند همچنین از راننده

* خبر سوم : در راستای خبر دوم / البوم ... And Justic for all  متالیکا جیمز علت نام گذاری این البوم رو سر در کار داشتن مافیا یه امریکا که از یکی از سران متال ان زمان پول گرفته بودو جیمز هیچ کاری در مقابل این قدرت نتوانست بکنه و سعی کرد با این البوم این موضوع را به طرفداران منتقل کند

*خبر چهارم :ضرب و شتم و در گیری در باند Lamb Of God  در این درگیری که در استودیوی این گروه هنگام جمع اوری وسایل برای کنسرت در هلند بود رخ داد

*خبر پنجم : خبر بعدی که خیلی خبر عالیی برای من ؟ البوم دا دا مهدی ( Scarecrow ) که شش تا اهنگ داره که یکیش بی کلامه و بقیه عالین فقط یکی از اهنگاش مونده که صداش بره روش من بهتون پیش نهاد میکنم حتما برید دانلود کنید هر موقع گذاشت منم میزارم تو  وب منتظر باشید . . .

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------

از این به بعد اهنگ برای دانلود میزارم یعنی امروز میخواستم بیارم Mp3 رو پیدا نکردم

ویدئو هم دارم براتون فقط صبر کنید .  .   .  

امیر

|+| نوشته شده توسط Alireza & Amir در جمعه بیستم بهمن 1385 ساعت 17:45 |